اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

بی نظر

نویسه گردانی: BY NẒR
بی نظر. [ ن َ ظَ ] (ص مرکب ) (از: بی + نظر) که رای و بصیرت ندارد. || بی مراقبت و دید و بصارت :
در مملکت خویشتن نظر کن
زیرا که ملک بی نظر نباشد.

ناصرخسرو.


|| بی مقصود و منظور خاص . که چشم طمع ندارد. رجوع به نظر شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.