اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

در پی

نویسه گردانی: DR PY
در پی . [ دَ پ َ / پ ِ ] (حرف اضافه ٔ مرکب ) ۞ در پس . در عقب . (آنندراج ). در دنبال . در اثر. (ناظم الاطباء). بر اثر: عَقر؛ در پی شکارافتادن . (از منتهی الارب ). || پیاپی : متکاوس ؛ در پی آمدن چهار حرکات به اجتماع دو سبب (در فن عروض ). اقتصاص ، اقصاص ؛ در پی قصاص شدن . تعجس ؛ در پی کاری شدن . تقفیة؛ در پی فرستادن . (از منتهی الارب ).
- در پی داشتن ؛ اتباع . اعقاب . اقفا. تتبیع. تعقیب .
- در پی رفتن ؛ تقضض . تقفی . قَت ّ. (از منتهی الارب ).
- در پی کردن ؛ تعاقب کردن . از پس کسی رفتن . (ناظم الاطباء). تعقیب . عقاب . معاقبة. (از منتهی الارب ).
- در پی کننده ؛عقیب . معاقب . (از منتهی الارب ). || لازم . مهم . (ناظم الاطباء).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
درپی . [ دَ ](اِ) درپه . درپین . دربه . دربی . پینه و پیوندی که برجامه دوزند. (برهان ). اگرچه اصل آن درپی بوده ، به فتح بای پارسی ، اکنون ...
پی درپی . [ پ َ / پ ِ دَ پ َ / پ ِ ] (ق مرکب ) ۞ پیاپی . یکی پس دیگری . متواتر. علی الاتصال . (آنندراج ). مسلسل . دَمادَم . متعاقب یکدیگر. متتاب...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
علی لطفی
۱۳۹۹/۰۴/۳۰
0
1

عالی

علی لطفی
۱۳۹۹/۰۴/۳۰
0
1

Irancell_Internet.com@gmail.com


برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.