علی رغم

علی رغم . [ ع َ لا رَ م ِ ] (حرف اضافه ٔ مرکب ) بر خلاف میل و خواهش . (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). به ناخواست . به ناخواه . بررغم . نه بر میل :
امشب براستی شب ما روز روشن است
عید وصال دوست علی رغم دشمن است .

سعدی .


دوست بازآمد و دشمن به خصومت بنشست
باد نوروز علی رغم خزان بازآمد.

سعدی (بدایع).


پس او عصیان و نافرمانی ابوموسی کرد و علی رغم او با ایشان برفت . (تاریخ قم ص 304).
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.19 ثانیه
واژهمعنی
علیرغم این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید