تاتار

تاتار. (اِخ ) دهی است از دهستان منجوان بخش خداآفرین شهرستان تبریز در 15 هزارگزی جنوب باختری خدا آفرین و 28/5 هزارگزی جاده ٔ شوسه ٔاهرکلیبر، کوهستانی ، گرمسیر مالاریایی دارای 370 تن سکنه آب آن از چشمه ، محصول آنجا غلات ، شغل اهالی زراعت گله داری . راه مالرو در دو محل بفاصله 2/5 هزارگزی بنام تاتار بالا و تاتار پائین مشهور و سکنه ٔ تاتار بالا 175 تن می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
12 مورد، زمان جستجو: 0.19 ثانیه
واژهمعنی
تاتار تاتار. (اِخ ) نام طایفه ای است بزرگ از ترکستان و اصل آن از اولاد تاتارخان بوده اندو تاتارخان برادر مغول خان و اولاد این دو، بنی اعمام یکدیگ...
تاتار تاتار. (اِخ ) تتر و یا تتار نام قومی است بقول تامسُن ۞ در قرن هشتم میلادی (دوم هجری ) درکتبیه های ترکی ارخون ۞ نام دو طایفه از تاتار ...
تاتار تاتار. (اِخ ) یکی از امرای ترک :... شنبه ٔ بیست و سیم جمادی الاولی سنه ٔ خمس و تسعین و ستمائه ارسلان اغول را گرفته بیاوردند و هلاک کردند....
تاتار تاتار. (اِخ ) دهی است از دهستان ساری سوباسار بخش پلدشت شهرستان ماکو واقع در 34 هزارگزی شمال باختری پلدشت 10 هزارگزی شمال ارابه رو قره تپه...
تاتار تاتار. (اِخ ) محلی است در کنار راه بجنورد بگنبدقابوس بین قلعه ٔ میرو و بدرانلو در 327 هزارگزی مشهد.
تاتار روستایی در 15 کیلومتری غرب بجنورد مرکز استان خراسان شمالی با جمعیتی بالغ بر 1700 نفر و در حاشیه جاده اصلی بجنورد شمال
آهوی تاتار آهوی تاتار. [ ی ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) آهوی تاتاری . آهوی تَتر. آهوی تتاری . آهوی ختن . آهوی ختا. آهوی خرخیز. آهوی مشک .آهوی مشکین . غ...
تاتار سلطان تاتار سلطان . [س ُ ] (اِخ ) یکی از امراء خراسان در زمان شاه طهماسب صفوی . خواجه محمد شریف عموی امین احمد رازی مولف تذکره ٔ هفت اقلیم چند ...
کلاته تاتار کلاته تاتار. [ ک َ ت ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اردوغش بخش قدمگاه شهرستان نیشابور. محل کوهستانی و معتدل است . (از فرهنگ جغرافیایی ایرا...
تاتار بازار جغی تاتار بازار جغی . (اِخ ) (لوای ) لوائی است در روم ایلی شرقی و قسمت غربی این قطعه را تشکیل میدهد و مرکب است از قضاهای ذیل :1- تاتار بازار ج...
۱ ۲
۱۲ مورد، صفحه ۱ از ۲
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید