دیب

دیب . (هندی ، اِ) دیپا(در سانسکریت ) ذیب . ذیبة در زبان مردم هند بمعنی جزیره است . (از الجماهر ص 43). کلمات مالدیو، لاکدیو، دیودیپ ، ساتادیپ ، سرندیب ، سنگل دیب ، مالدیب ترکیب با این کلمه است . (دیبجات =مجمعالجزایر) (یادداشت مؤلف ). ج ، دیبات ؛ الدیبات و هی الجزائر. (ماللهند ص 80).
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
2 مورد، زمان جستجو: 0.13 ثانیه
واژهمعنی
دیب دیب . (اِخ ) بندری است در جنوب شبه جزیره ٔ کاتیاور که بیست میل مربع وسعت و 1900 تن سکنه دارد و از مستملکات پرتغال است . (فرهنگ فارسی معی...
دیب دیب . (ترکی ، اِ) بیخ و بن هر چیز را گویند. (برهان ). و نیز در ترکی معنی شایستگی و خوشبختی و ته و پا و پایه دارد. (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید