پشولیده

پشولیده . [ پ ِ دَ / دِ ] (ن مف ) بشولیده . پریشان .ژولیده . پراکنده . (برهان قاطع). متفرق :
دل درویش سراسیمه به است
طره ٔ دوست پشولیده خوش است .

شرف شفروه (از فرهنگ جهانگیری ).


و نیز رجوع به بشولیده شود.
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید