تیرگان

تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر یا سیزدهم تیرماه باستانی است. زرتشتیان این جشن را در دهم تیر برگزار می‌کنند که به اعتقاد برخی استادان ایران‌شناس [۱] نادرست است.

تیرگان یکی از جشنهای برابری روز و ماه در گاهشماری ایران باستان است. تیر ایزد نگهدارنده باران است و به جهت اهمیت باران در سرزمین ایران، جشن تیرگان یکی از مهمترین جشنهای باستانی ایران بوده است. تیرگان همچنین در تاریخ اساطیری ایران، سالروز تیرافکندن آرش کمانگیر برای تعیین مرز ایران و توران بود که به پایان یافتن جنگ انجامید.



محتویات [نمایش]
آب‌پاشی [ویرایش]

این جشن در کنار آب‌ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش ِرو همراه بوده و همچون دیگر جشن‌هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شده‌است.[۲] [۳]



جشن آبریزگان زرتشتیان کوشک ورجاوند- تهران
در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیواتیر» منسوب شده‌است.

ابوریحان بیرونی و گردیزی در «زین الاخبار» ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی یعنی «کیخسرو» را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه‌ای دانسته‌اند.[۴]

جشن تیرگان بجز این روز در نخستین تیر روز از سال یعنی سیزدهم فروردین (سیزده‌بدر) و سیزدهم مهرماه (قالیشویان اردهال) نیز برگزار می‌شود.

ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین‌هایی برگزار می‌کنند که برگرفته و در ادامه جشن تیرگان است. در برخی مناطق مانند فراهان صدها سال است این جشن به شکل با شکوه در اول تیر برگزار می‌شود

فال کوزه [ویرایش]

یکی دیگر از مراسم این جشن مانند بسیاری از جشن‌های ایرانی «فال کوزه» (چکُ دولَه) می‌باشد. روز قبل از جشن تیرگان، دوشیزه‌ای را برمی‌گزینند و کوزه سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می‌دهند که «دوله» نام دارد، او این ظرف را از آب پاکیزه پر می‌کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه آن می‌اندازد آنگاه «دوله» را نزد همه کسانی که می‌برد که آرزویی در دل دارند و می‌خواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند و آن‌ها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند این‌ها در آب دوله می‌اندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد می‌برد و در آن‌جا می‌گذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه کسانی که در دوله جسمی انداخته‌اند و نیت و آرزویی داشتنه‌اند در جایی گرد هم می‌آیند و دوشیزه، دوله را از زیر درخت به میان جمع می‌آورد. در این فال‌گیری بیشتر بانوان شرکت می‌کنند و سال خوردگان با صدایی بلند به نوبت شعرهایی می‌خوانند و دختر در پایان هر شعر، دست خود را درون دوله می‌برد و یکی از چیزها را بیرون می‌آورد، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه می‌شود که شعر خوانده شده مربوط به نیت، خواسته و آرزوی او بوده‌است.

دستبند تیر و باد [ویرایش]

در آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی، بندی به نام «تیر و باد» که از ۷ ریسمان به ۷ رنگ متفاوت بافته شده‌است به دست می‌بندند و در باد روز از تیرماه (۹ روز بعد) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می‌سپارند تا آرزوها و خواسته‌هایشان را به عنوان پیام‌رسان به همراه ببرد. این کار با خواندن شعر زیر انجام می‌شود: تیر برو باد بیا غم برو شادی بیا محنت برو روزی بیا خوشه مرواری بیا

باورهای مردمی [ویرایش]

در باورهای مردم، درباره جشن تیرگان دو روایت وجود دارد که روایت نخست همچنان که در بالا گفته شد مربوط به فرشته باران یا تیشتر می‌باشد و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است: در اوستا، تشتر یشت (تیر یشت)، تیشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه به چهره جوانی پانزده ساله در می‌آید و در ده روز دوم به چهره گاوی با شاخ‌های زرین و در ده روز سوم به چهره اسبی سپید و زیبا با گوش‌های زرین.

تیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو می‌رود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، ظاهری ترسناک دارد، روب‌رو می‌شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمی‌خیزند و تیشتر در این نبرد شکست می‌خورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می‌جوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می‌گردد و آب‌ها می‌توانند بدون مانعی به مزرعه‌ها و چراگاه‌ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی‌خواستند به این سو و آن سو راند، و باران‌های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.

روایت دیگر نیز درباره آرش کمانگیر اسطوره و قهرمان ملی ایرانیان است و اینکه میان ایران و توران سال‌ها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان «افراسیاب» و «منوچهر»، شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می‌خورد؛ این رویداد در روز نخست تیر روی می‌دهد. سپاه ایران در مازندران به تنگنا می‌افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در می‌آیند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان برخیزد می‌پذیرند که از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کنند هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ‌یک از دو کشور از آن فراتر نروند؛ تا در این گفتگو بودند، سپندارمذ (ایزدبانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگ‌ترین کماندار بود و به نیروی بی‌مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می‌کرد. سپندارمذ به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته‌است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. او خود را آماده کرد، برهنه شد، و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و کژی‌ای در وجودم نیست، ولی می‌دانم چون تیر را از کمان رها کنم همهٔ نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بی‌جان بر زمین افتاد (درود بر روان پاک آرش و روان‌های پاک همهٔ سربازان ایرانی). هرمز، خدای بزرگ، به فرشتهٔ باد (وایو) فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می‌رفت و از کوه و در و دشت می‌گذشت تا در کنار رود «جیهون» بر تنهٔ درخت گردویی که بزرگ‌تر از آن در گیتی نبود نشست.

آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن گرفتند.منبع

زمان جشن [ویرایش]

در فراهان جشن تیرگان در اول ماه تیر برگزار می‌شود و این آیین به نام جشن تیرگان به ثبت ملی نیز رسیده است. [۵] و [۶] در مازندران نیز جشن تیرگان با نام تیرماه سیزده شو در شب سیزدهم آبان ماه برگزار می‌شود. [۷]

در مازندران نیز جشن تیرگان با نام تیرماه سیزده شو در شب سیزدهم آبان‌ماه برگزار می‌شود. [۸]

ارامنه اصفهان این جشن را در روز سیزدهم ژانویه برگزار می‌کنند.[نیازمند منبع]

انجمن کوهنوردان ایران هر ساله این جشن را در روز سیزدهم تیر در دماوند برگزار می‌کنند. این جشن به ثبت ملی نیز رسیده است. [۹]

بهار مختاریان اعتقاد دارد که جشن تیرگان در اصل جشن انقلاب تابستانی در اول تیرماه بوده است. آنچه که اکنون در فراهان بازمانده است. [۱۰]

این جشن درگرامی داشت تیشتر (ستارهٔ باران آور در فرهنگ ایرانی) است و بنا به سنت در روز تیر (روز سیزدهم) از ماه تیر انجام می‌پذیرد. در تواریخ سنتی تیرگان روز کمان‌کشیدن آرش کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز است. همچنین جشن تیرگان به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان بوده‌است. (آثارالباقیه، فصل نهم، بخش عید تیرگان).

بنابر تقویم یکپارچه ادیان ایران [۱۱] این جشن در روز دهم تیرماه در گاهشمار کنونی ایران قرار دارد.[۱۲] [۱۳] موبد کورش نیکنام برگزاری جشن‌ها با استفاده از گاهشماری‌های سنتی با ماه‌های 30 روزه را بی‌توجهی به دانش نجوم و دستاوردهای خیام و موجب ناهماهنگی‌ در جشن‌ها دانسته و لزوم توجه به گاهشماری ملی و رسمی با ماه‌های 31 روزه را یادآور شده است. [۱۴] (برای آگاهی از فهرست و زمان همه جشن‌های ملی بنگرید به صفحه جشن‌های ایرانی). [۱۵]

جشن همه ساله در کوه دماوند, آمل و همه ساله توسط زرتشتیان ایران در شهرهای تهران،[۱۶] کرج، یزد و روستاهای اطراف،[۱۷] میبد، اردکان، کرمان،[۱۸] بم، شیراز،[۱۹] اصفهان، [۲۰] اهواز [۲۱] و اروپا [۲۲] و آمریکا [۲۳] در روز دهم تیر برگزار می‌شود. که البته تعطیل نبودن این روز در ایران و دیگر کشورها گاه باعث می‌شود تا در نزدیکترین روز تعطیل این جشن برگزار شود.

جلیل دوستخواه پژوهشگر ایران‌شناس در زمینه زمان‌ جشن‌های ایرانی و از جمله جشن تیرگان آورده است:

« بازهم می‌بینیم که نویسندگان ِ برخی از این نوشتار‌ها، با نادیده‌گرفتن ِ زمینه‌های ِ اسطورگی‌ی ِ نامْ‌گذاری‌ی ِ این جشن و پژوهش‌های کسانی همچون بیرونی درباره‌ی ِ زمان ِ برگزاری‌ی ِ آن و تنها به دستْ‌آویز ِ سی و یک روزه بودن ِ شش ماه ِ نخست ِ سال در گاه‌شمار کنونی، روز ِ دهم تیرماه را، زمان ِ این جشن می‌انگارند. امّا درست و بُنیادین و برابر با یادگارهای فرهنگی‌ی ِ کهن، آن است که مانند ِ نیاکان‌مان، سیزدهم تیرماه (تیرْروز از ماه ِ تیر) را جشن ِ تیرگان بدانیم و با خجستگی برگزاریم. زمان‌ ِ درست ِ جشن‌های دوازده‌گانه، بدین سامان است. (از وبلاگ شخصی دکتر جلیل دوستخواه) »
منابع [ویرایش]

↑ Chn | News
↑ جشن‌های آب، چاپ دوم، ۱۳۸۳ - هاشم رضی
↑ گاه‌شماری و جشن‌های ایران باستان، هاشم رضی
↑ برگردان فارسی آثارالباقیه‌ ابوریحان بیرونی - اکبر داناسرشت
↑ تشکیل ستاد برگزاری جشن تیرگان در شهرستان فراهان
↑ هفته نامه آفتاب مرکزی » جدیدترین اخبار » جشن باستانی تیرگان با مناسک آیینی خاص به عنوان نماد همدلی و تعاون مردم برگزار می شود
↑ راهنمای س٠ر Ùˆ گردشگری: جشن تيرگان در مازندران
↑ راهنمای سفر و گردشگری: جشن تیرگان در مازندران
↑ سیزدهم تیر : جشن تیرگان، روز ملی دماوند | انجمن کوه نوردان ایران
↑ ماه تیر ماه گرماپایه: جشن تیرگان | انسان‌شناسی و فرهنگ
↑ ایران نگار 1390، تقویم یکپارچه ادیان ایران - گنجینه نقش جهان
↑ http://www.chn.ir/news/?Section=2&id=51613[خبرگزاری میراث فرهنگی]
↑ از نوروز تا نوروز - کورش نیکنام
↑ بازنگری و هماهنگی در گاهشماری سنتی زرتشتی
↑ زروان، سنجش زمان در ایران باستان، فریدون جنیدی
↑ http://www.amordadnews.com/neveshtehNamyesh.aspx?NId=4577 [گزارش تصویری تیرگان در تهران]
↑ http://www.amordadnews.com/neveshtehNamyesh.aspx?NId=4592 [گزارش تصویری تیرگان در یزد]
↑ http://www.amordadnews.com/neveshtehNamyesh.aspx?NId=4576 [گزارش تصویری تیرگان در کرمان]
↑ http://www.berasad.com/fa/content/view/8008 [گزارش تصویری تیرگان در شیراز]
↑ http://www.berasad.com/fa/content/view/4268/ [گزارش تصویری تیرگان در اصفهان]
↑ http://www.berasad.com/fa/content/view/4254/ [گزارش تصویری از تیرگان در اهواز]
↑ http://iraania.com/?p=6071 [تیرگان در هلند]
↑ http://www.amordadnews.com/neveshtehNamyesh.aspx?NId=4561 [تیرگان در آمریکا]
پی‌نوشت‌ها [ویرایش]

۳. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - عبدالعظیم رضایی
۶. فرهنگ فارسی برهان قاطع - خلف تبریزی
پیوند به بیرون [ویرایش]

نظر تعدادی از استادان ایران‌شناس دربارهٔ زمان درست جشن‌های ایرانی- خبرگزاری میراث فرهنگی
سخنی در باره زمان جشن‌های ایرانی- پژوهش‌های ایرانی
جشن تیرگان - سپندارمزد
جشن تیرگان - زنده رود
جشن تیرگان - سایت خبری زرتشتیان همازور
گزارش تصویری جشن تیرگان در تهران
گزارش تصویری جشن تیرگان در یزد
گزارش تصویری جشن تیرگان در کرمان
جشن تیرگان - پایگاه پژوهشی آریابوم
سیزدهم تیر، جشن تیرگان و روز ملی دماوند - انجمن کوهنوردان ایران
جشن تیرگان - انجمن پژوهشی ایرانشهر
جشن تیرگان در فراهان
جشن تیرگان- تیرماه سیزده شو- در مازندران
جشن تیرگان، ماه گرماپایه
[نهفتن]
ن • ب • و
جشن‌های ایرانی
نوروز سیزده‌به‌در فروردینگان اردیبهشتگان خردادگان تیرگان امردادگان شهریورگان
مهرگان آبانگان آذرگان یلدا دیگان جشن سده بهمنگان اسپندگان چهارشنبه‌سوری کوسه برنشین

رده‌های صفحه: آمل جشنواره‌های ایران جشن‌های
قس آلمانی
Tīrgān, Tīregān oder Djaschn-e Tīrgān ist ein alt-iranisches Regenfest, das nach dem zoroastrischen Kalender am 13. Tag des Monats Tīr , dem sog. Tīr-Tag, bzw. am 1. Juli des gregorianischen Kalenders gefeiert wird.
Im Mittelpersischen (bzw. Pahlavi) war dessen Bezeichnung Tishtar und im Avestischen Tishrya [1].
Ursprünglich bezieht sich das Fest auf den Engel Tīr (gleichbedeutend mit dem Wort Pfeil), der nach einer Dürre erschien, um den langersehnten Regen durch Donner und Blitz herbeizuführen.
Einer weiteren Legende zufolge wurde Ārasch der Bogenschütze (Ārasch-e Kamān-gīr) zur Schlichtung eines langjährigen Disputs zwischen den Herrschern Irans und Turans, Manutscher und Afrāsiāb, herangezogen. Demnach schoss Ārasch am 13. Tag des Monats Tīr von einem Gipfel des Damāvands einen Pfeil in östliche Richtung. Dessen Landepunkt legte die Grenze zwischen den beiden Königreichen fest und ermöglichte es, das an Afrāsiāb verlorene Land zurückzugewinnen. Mit Beilegung der Auseinandersetzungen setzte nach einer langen Dürre schließlich auch der Regen ein, was ausgiebig gefeiert wurde.
Das ursprüngliche Tīrgān-Fest wurde an zwei aufeinander folgenden Tagen gefeiert, dem kleinen und dem großen Tīrgān. Auch heute feiern einige Iraner dieses Fest, indem sie tanzen, singen und Gedichte rezitieren. Es werden Āsche Reschteh (Spinatsuppe), frisches Obst und die Süßspeise Schol-e Sard gereicht. Weiterhin trägt man regenbogenfarbene Bänder um die Handgelenke, die nach zehn Tagen in einen Strom geworfen werden. In einigen Gebieten des Iran, wie z.B. in Māzandarān, verbringt man den Tag auch an der Quelle von Flüssen oder spielend im Meer.
Siehe auch [Bearbeiten]

Iranischer Kalender
Weblinks [Bearbeiten]

Tirgan auf www.parstime.com
Link vom Tirgan-Festival in Toronto 2008
Einzelnachweise [Bearbeiten]

↑ Artikel Tirgan auf www.parstime
Kategorie: Alt-Iranisches Fest
قس انگلیسی
Tiregân (Persian: تیرگان‎) also known as Jashn-e Tiregân (Persian: جشن تیرگان‎) ('The feast of Tiregan) is an ancient Iranian festival coinciding with the mid summer festivals.
Contents [hide]
1 Overview
2 Theme of the Festival
3 Celebrations in various regions of Iran
4 Description from historical sources
5 See also
6 Notes
7 External links
[edit]Overview

The feast of Tiregan is an ancient Iranian in the Amol, celebration which is still celebrated among Iranian Zoroastrians and some Muslims in Mazandaran and Arak provinces[1][2][3]. The celebration is widely attested by historians such as Abu Saʿīd Gardēzī, Biruni and Al-Masudi, as well as European travellers to Iran during the Safavid era. This event is celebrated on the 13th day of the month of Tir, (the 4th month of the Persian calendar) which equates to the 2nd or 3rd of July in the Gregorian Calendar. The celebration is experiencing a resurgence amongst Iranians. Today, some Iranians celebrate this occasion with dancing, singing, reciting poetry and serving spinach soup and sholeh zard. It has also been observed that during this celebration children and adults rejoice by swimming in streams and splashing water on each other. The custom of tying rainbow-colored bands on their wrists, which are worn for ten days and then thrown into a stream, is also a way to rejoice for children.
[edit]Theme of the Festival

This event is celebrated on the 13th day of the month of Tir, (the 4th month of the Persian calendar) which equates to the 2nd or 3rd of July in the Gregorian Calendar and refers to the archangel Tir (arrow) or Tishtar (lightning bolt) who appeared in the sky to generate thunder and lightning for much needed rain. Legend says that Arash Kamangir Amoli was a man chosen to settle a land dispute between the leaders of two lands, Iran and Turan. Arash was to loose his arrow on the 13th day of Tir and where the arrow landed, would lie the border between the two kingdoms. Turan - which had suffered from the lack of rain - and Iran rejoiced at the settlement of the borders, then rain poured onto the two countries and there was peace between them.
[edit]Celebrations in various regions of Iran

In Mazandaran, where Arash is supposed to have come from, and in Farahan people go to a river, play traditional music, and splash water on each other. Amongst Zoroastrians, it is a celebration of both religious value as well as a joyous occasion.
[edit]Description from historical sources

Abu Rayhan Biruni[4], in the section "On the festivals of the month of Persians" in the chrnology states that :
“ On the 13th or Tir-Roz, there is a feast called Tiragan, so called on account of the identity of the name of the month and the day. Of the two causes to which it is traced back, one is this, that Afrasiab after having subdued Eranshahr, and while besieging Manuchehr in Tabaristan, asked him some favor. Manuchihr complied with his wish, on the condition that he (Afrasiyab) should restore him a part of Eranshahr as long as and as broad as an arrow shot. On that occasion, there was a genius present, called Isfandarmadh; he ordered to be brought a bow and an arrow of such a size, as he himself had indicated to the arrow-maker, in conformity with that which is manifest in the Avesta. Then he send for Arash, a noble, pious, and wise man, and ordered him to take the bow and to shoot the arrow. Arash stepped forward, took off his clothes, and said: "O king, and ye others, look at my body. I am free from any wound and disease. I know when I shoot this bow and arrow I shall fall to pieces and my life will be gone, but I have determined to sacrifice it for you." Then he applied himself to the work, and bent the bow with all the power God had given him; then he shot, and fell asunder into pieces. By order of God the wind bore the arrow away from the mountains of Ruyān and brought the utmost frontier of Khurasān between Farghāna and Tabaristan (Tokharistan?); there it hit the trunk of a nut-tree that was so large that there had never been a tree like it in the world. The distance between the place where the arrow was shot and that where it fell was 1,000 Farsakh. Afrasiyab and Manuchehr made a treaty on the basis of this shot that was shot on this day. In consequence people made it a feast-day.
During the siege Manuchehr and the people of Eranshahr had been suffering from want, not being able to grind the wheat and to bake the bread because the wheat was late in ripening; finally they took the wheat and the fruit, unripe as they were, ground them and ate them. Thence it became a rule for this day to cook wheat and fruits. According to another report, the arrow was shot on this day (i.e. Tir-Roz, and the festival of this day is the small Tiregān; on other hand the 14th or Gosh-Roz, is the great Tiregān, the day on which the news arrived that the arrow had fallen. On Tir-roz, people break their cooking-vessel and fire-grates, since on this day they were liberated from Afrasiyab and everybody was free to go to work.
The second cause of the feast Tiregān is the following: The Dahufadhiyya, which means "The office of guarding and watching over the world and reigning of it," and Dahqana which means "the office of cultivating the world, of sowing it, and of distributing it"--these two are twins on whom rest the civilization of the world, and its duration, and the setting right of anything that is wrong in it it. The Kitāba (the office of writer) follows next to them and is connected with both of them.
The Dahufadhiyya was founded by Hushang, the Dahkhana by his brother Waikard. The name of this day is Tir or Mercury, who is the star of scribes. Now Hushang spoke in praise of his brother on the same day, and gave to him as his share the Dahqana, which is identical with the Kitāba. Therefore people made this day a feast in praise and honour of him (Waikard). On this day he (Hushang) ordered people to dress in the dress of the Scribes and Dihqans. Therefore the princes, Dihqans, Mobads, etc., continued to wear the dress of the Scribes until the time of Goshtasp, in praise and honour of both the Kitāba and Dahqana.
On the same day, the Persians used to wash themselves, of which is the reason is this -- that Kaykhusraw, on returning from the war against Afrasiyab, passed on this day through the territory of Saveh. He went up the mountain which overhangs the town, and sat down at the fountain quite alone at some distance from his encampment. There an angel appeared unto him, whereby he was so terrified that he swooned. About that time Bijan the son of Goudarz arrived, when the king had already recovered himself; so he sprinkled some of that water on his face, leaned him against a rock, and said "mayandish", i.e. do not be afraid. Thereupon the king (KayKhusraw) ordered a town to be built around that fountain, and called it Mandish, which afterwards was altered and transformed to to "Andish". Ever since, it has been the custom of people to wash themselves in this water and in all fountain-waters, this being considered a good omen. The inhabitants of Amul go out to the Caspian sea, play in the water, have fun, and try to dip each other on this day the whole day long.

Another Iranian Muslim historian, Abu Sa'id Gardizi has given a similar description to Biruni. He notes however that the arrow of Arash fell in the area of Farghana and Tokharistan[5].
[edit]See also

C. Eduard Sachau (trans.), The Chronology of Ancient Nations: An English Version of the Arabic Text of the Athâr-ul-Bâkiya of Albîrûnî, or 'Vestiges of the Past', Collected and Reduced ... by the Author in A. H. 390 - 1, A. D. 1000 (1879). Google books link [5].
Garzidi, Biruni, Masu'di..
[edit]Notes

^ [1] (report on celebrations in Farahan)
^ [2] another report on the celebrations in Arak province
^ [3] celebrations in Mazandaran
^ C. Eduard Sachau (trans.), The Chronology of Ancient Nations: An English Version of the Arabic Text of the Athâr-ul-Bâkiya of Albîrûnî, or 'Vestiges of the Past', Collected and Reduced ... by the Author in A. H. 390 - 1, A. D. 1000 (1879). Google books link [4]. Note the book was translated in 1879 and copy right has expired. Quote taken from pages 205-206.
^ Tārīkh-i Gardīzī / taʾlīf, Abū Saʻīd ʻAbd al-Ḥayy ibn Zahāk ibn Maḥmūd Gardīzī ; bih taṣḥīḥ va taḥshiyah va taʻlīq, ʻAbd al-Ḥayy Ḥabībī. Tihrān : Dunyā-yi Kitāb, 1363 [1984 or 1985]. excerpt from page 520.
[edit]External links

Tiregan (The Iranian)
[show] v t e
Iranian festivals - Modern and Historical
View page ratings
Rate this page
What's this?
Trustworthy
Objective
Complete
Well-written
I am highly knowledgeable about this topic (optional)

Submit ratings
Categories: Festivals in IranFestivals in IndiaZoroastrian festivalsPersian words and phrasesAmol
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
4 مورد، زمان جستجو: 0.08 ثانیه
واژهمعنی

تیرگان

تیرگان . (اِ) نام روز سیزدهم است از تیرماه . گویند در این روز منوچهر با افراسیاب صلح کرد بشرط آنکه افراسیاب یک تیر پرتاب راه از ملک خود به...

تیرگان

تیرگان . (اِخ ) دهی از دهستان لاین است که در بخش کلات شهرستان دره گز واقع است . و 890 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9)

آب تیرگان

آب تیرگان . [ رَ ] (اِ مرکب ) رجوع به آبریزگان شود.

جشن تیرگان

جشن تیرگان . [ ج َ ن ِ ] (ترکیب اضافی ، اِمرکب ) رجوع به تیر و تیرگان در همین لغت نامه شود.
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید