اجازه ویرایش برای همه اعضا سوره های قران

در کتب تفسیر و علوم قرآنى نامها و عناوین دیگرى براى بخشهاى مختلف سورهاى قرآن دیده مى شود که به شرح ذیل آنها را گزارش مى نماییم.

1ـ حوامیم: به سوره هایى گفته مى شود که با «حم» شروع مى شود مانند سوره هاى مؤمن، زخرف، سجده، حمعسق، احقاف، جاثیه و دخان.

2ـ مُمْتَحِنات: چون در این سوره ها سوره ممتحنه قرار دارد و با هم مناسباتى دارند به «ممتحنات» موسوم گشته اند. و آنها عبارتند از سوره هاى: فتح، حشر، سجده، قلم، حجرات، تبارک، تغابن، طلاق، منافقون، جمعه، صف، جن، نوح، مجادله، ممتحنه و تحریم.

3ـ اَلْ: به سوره هایى گفته مى شود که ابتداء آنها با «الف و لام» آغاز مى شود یعنى «الم، الر، المر...»و آنها عبارتند از سوره هاى بقره، آل عمران، اعراف، عنکبوت، روم، لقمان و سجده.

4ـ مُسَّبحات: به سوره هایى گفته مى شود که با کلمه اى از ماده «سَبَّحَ» شروع مى شود، مانند: سوره هاى اسراء، حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلى.

5ـ حمد یا حامِدات:و آن به سوره هایى گفته مى شود که با کلمه اى از ماده «حمد» آغاز مى شود. و آنها عبارتند از: سوره هاى حمد، انعام، کهف، سباء و فاطر.

6ـ عِتاق: جمع عِتق است و یکى از معانى آن کهنه و قدیم است و گویا از آن جهت که این سوره ها در آغاز امر نزول یافته به «عتاق» موسوم گشته است، و آنها عبارتند از: سوره هاى اسراء، کهف، مریم، طه و انبیاء.

7ـ عَزائِم: به سوره هایى گفته مى شود که در آنها آیات سجده واجب است و آنها عبارتند از: سوره هاى سجده، فصّلت، نجم و علق.

8ـ قُل: به سوره هایى گفته مى شود که با کلمه «قل» شروع مى شود مانند سوره هاى کافرون توحید، فلق و ناس.

9ـ طَواسین: به سوره هایى گفته مى شود که با کلمه «طس» آغاز مى شود و آنها عبارتند از سوره هاى شعراء، نمل و قصص.

10ـ زَهْراوان: زهراء به معنى درخشان است و چون در این سوره ها احکام الهى بیان شده و در لابلاى آیات نام هاى خداوند مى درخشد از این جهت به آنها «زهراوان» گفته شده و آنها عبارتند از: سوره هاى بقره و آل عمران.

11ـ قَرینَتَین: و آنها عبارتند از: سوره انفال و برائت و علت نام گذارى این دو سوره به قرینتین این است که عثمان این دو سوره را کنار هم قرار داد.

12ـ مُعَوَّذَتَیْن: و آنها عبارتند از سوره فلق و ناس و چون با کلمه اعوذ شروع مى شود از این جهت آنها را «معوذتین» گفته اند.(22)نام هاى متعدد براى بعضى از سوره هاى قرآن

سوره هاى قرآن،برخى داراى یک نام و برخى داراى نام هاى متعدد است و

نام های متعدد برای بعضی از سوره های قرأن

سوره هایى که داراى یک نام باشد در قرآن زیاد است ولى تعدادى از آنها داراى نام هاى متعدد است که به برخى از آنها اشاره مى کنیم.

نامهاى سوره حمد
نامهاى معروف این سوره عبارتند از: ام الکتاب، فاتحة الکتاب، سبع المثانى و حمد. و نامهاى غیر مشهور آن عبارتند از: فاتحة القرآن، القرآن العظیم، الوافیه، الکافیه، الشافیّة، الشفاء، الصلواة، الدّعاء، الاساس، الشکر، الکنز، النور، السئوال، تعلیم المسألة، المناجات، التفویض، سورة الحمد الاولى و الحمد القصرى است.

بررسى جایگاه و محتواى این سوره نشان مى دهد که وجه تسمیه آن به هر یک از این نامها ناشى از مناسبتهاى موجود در معارف آن و یا جایگاه ویژه سوره است. اکنون به بررسى اسرار نامگذارى سوره حمد به این نامها مى پردازیم.

1ـ ام الکتاب و ام القرآن: نام گذارى سوره حمد به این دو نام، که در روایات فراوانى به نقل از فریقین (یعنى شیعه و سنى) آمده است از این جهت است که مشتمل بر عصاره معارف قرآن است.

معارف قرآنى داراى سه بخش است: مبدأشناسى، معادشناسى و رسالت شناسى است.

سوره مبارکه فاتحة الکتاب نیز مشتمل بر معرفتهاى یاد شده است زیرا بخش آغازین آن مربوط به مبدأ و ربوبیت است «الحمد لله رب العالمین...» و بخش بعدى آن ناظر به معاد و روز قیامت است «مالک یوم الدّین» و بخش آخر آن که سخن از حصر عبادت و استعانت از خداى سبحان و طلب هدایت به صراط مستقیم دارد. «ایاک نعبد تا و لا ظالین» مربوط به مسیر هدایت و ظلالت از مبدأ تا معاد است که در این سوره ترسیم شده است.

2ـ فاتحة الکتاب و فاتحة القرآن: این سوره مبارکه به عقیده بسیارى از مفسران و پژوهشگران علوم قرآنى اولین سوره اى است که به طور کامل بر قلب پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)نازل شده است.(23)

به هر حال چون در تنظیم سوره هاى قرآنى ابتداء و سرآغاز آن سوره حمد قرار گرفته از این رو بنام فاتحة الکتاب و یا فاتحة القرآن نام گرفته است.

از سوره مبارکه حمد در روایات فراوانى با نام «فاتحة الکتاب» یاد شده است مانند «لا صَلواةَ اِلاّ بِفاتِحَةِ الْکِتابِ»(24)

3ـ سبع المثانى: این نام را خداوند در مقام اظهار امتنان بر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)بر این سوره نهاده است: «وَ لَقَدْ اتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانى» در این آیه بر اساس روایات وارده از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) و امامان(علیهم السلام)همان سوره حمد است، چنانچه در تفسیر عیّاشى آمده است که شخصى از امام صادق(علیه السلام)درباره آیه 87 سوره حجر سئوال کرد که مى فرماید: «وَ لَقَدْ اتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِىَ وَ الْقُرْآنَ الْعَظیمَ» «یعنى اى رسول خدا ما به تو سبع مثانى و قرآن عظیم عطا کرده ایم» فرمود: منظور از سبع مثانى سوره حمد است که هفت آیه دارد و منظور از مثانى یعنى «دو» تکرار آن در نماز است که در هر نماز دوبار تکرار مى شود. (یعنى هفت آیه دوباره»(25)

4ـ الشفاء و الشافیة: قرآن کریم براى شفاء دردهاى درونى و بیماریهاى قلبى، یعنى جهل و نادانى و رذایل اخلاقى، از سوى شافى مطلق یعنى خداى سبحان، نازل شده است، و سوره مبارکه حمد نیز که برترین سوره قرآنى است و عصاره معارف آن است در روایات «سوره» شفابخش نام گرفته است: «فاتِحَةُ الْکِتابِ شِفاءُ کُلِّ داءِ»(26) «مَنْ لَمْ یَبْرَأَهُ الْحَمْد لَمْ یَبْرَأَهُ شَیْىءٌ»(27) یعنى سوره حمد درمان هر دردى است که اگر دردى را او درمان نکند چیز دیگرى او را درمان نخواهد کرد.

گرچه تلاوت سوره حمد شفابخش بیماریهاى تن نیز هست و در این امر مجرب نیز تردیدى نیست، اما مهم بیماریها، بیماریهاى جان است که قرآن کریم عهده دار درمان آنها است. و سوره حمد نیز چون عصاره قرآن است، عصاره درمانهاى قرآنى نیز خواهد بود.

5ـ الاساس: ابن عباس مى گوید: هر چیزى را اساسى است و اساس قرآن حمد و اساس حمد، بسم الله الرحمن الرحیم است.

6ـ الصلات: برخى از مفسرین سرّ نام گذارى این سوره را به «صلات» این دانسته اند که قوام نماز به سوره حمد است. «چنانچه در روایت آمده است که «لا صَلواةَ اِلاّ بِفاتِحَةِ الْکِتاب»(28)

7ـ الکافیة الوافیة: در برخى از تفاسیر اهل سنت راز نام گذارى سوره حمد به «الکافیة و الوافیة» را این دانسته اند که در صحت نماز این سوره کافى و وافى است، زیرا هیچ سوره اى جز حمد مقوّم نماز نیست.(29)

8ـ المناجاة و التفویض: نام گذارى سوره حمد به این دو نام به دلیل آن است که در این سوره «ایاک نعبد و ایاک نستعین» است، که بخش اول آن مناجات عبد با خدا است و بخش دوم آن تفویض ممدوح حاصل مى شود.(30)

9ـ الکنز:سوره مبارکه حمد در روایات شیعه و سنى، «گنج العرش» نام گرفته است.

10ـ النّور: قرآن کریم از کتب آسمانى با تعبیر نور یاد مى کند بنابراین، سوره اى که عصاره کتاب نور است خود نیز نورى باهر و نورانى کننده انسانها است.

11ـ تعلیم المسأله و السئوال: گرچه طلب و مسئلت عبد سالک از خداى سبحان به صورت صریح تنها در آیه کریمه «اهدنا الصراط المستقیم» آمده است، اما همان گونه که درتفسیر همین سوره بیان خواهد شد تحمید و تمجید عبد در آغاز سوره نیز تحمیدى بى طلب و تمجیدى بى طمع نیست. بلکه «ستایش سابق» زمینه خواهش لاحق است.

12ـ الحمد الاولى و الحمد القصرى: یعنى الحمدِ اولى و الحمدِ کوتاه و علت اینکه سوره حمد به این دو، نام گذارى شده این است که در میان سوره هایى که آنها را «حامدات» مى گویند اولین و کوتاهترین آنها سوره حمد است و سوره هاى حامدات سوره هاى را مى گویند که ابتداء آنها با حمد آغاز مى شوند و آنها عبارتند از: فاتحة الکتاب (یعنى همین سوره، انعام، کهف، سبأ و فاطر.

13ـ الحمد و الدّعا و الشُکر: و گفته اند وجه اینکه این سوره به این سه نام نام گذارى شده اینست که در اول سوره از شکر و حمد و آخر آن از دعا سخن گفته مى شود.

نام هاى سوره بقره

سه نام دیگر براى آن ذکر شده: 1ـ «فُسْطاطُ القرآن» یعنى خیمه قرآن 2 «الفردوس» یعنى بهشت 3ـ «سنام القرآن» یعنى کوهان قرآن(31)

نام هاى دیگر براى سوره هاى قرآن

از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده است که فرمود: خداوند به جاى تورات «سبع طوال» و به جاى زبور «مِئین» و به جاى انجیل «مثانى» را به من مرحمت فرمود و با «مفصّل» امتیاز و برترى یافتم.(32)

ابوالفتوح رازى مى گوید: منظور پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) از «سبع طوال» یعنى هفت سوره طولانى که عبارت است از: بقره، آل عمران، نساء، مائده، انعام، اعراف و توبه.

و منظور از «مِئین» یعنى صدگانه، سوره هایى هستند که حدود صد آیه دارند، با کم و زیاد آن مانند: سوره هاى یونس، هود، یوسف بنى اسرائیل، کهف و مانند آن.

و منظور از «مثانى» به گفته حسن بصرى سوره فاتحة الکتاب است که در روایات ما نیز هست.

و منظور از «مفصّل» بنا بر قول طبرسى عبارت است از سوره هایى که داراى «حم» است و تمام سوره هاى کوتاه قرآن و علت نام گذارى آنها به «مفصّل» به خاطر این است که با کوتاهى سوره ها بسم الله زیاد تکرار شده است و از این جهت سوره ها از هم جدا گردیده اند. البته قول دیگرى هم هست که ما به همین مقدار بسنده مى کنیم. و علاقه مندان مى توانند به کتاب پژوهشى در تاریخ قرآن، نوشته دکتر سید محمد باقر حجتى مراجعه فرمایند.(33)

القاب و عناوین دیگر سوره هاى قرآن

در کتاب جمال القراء آمده است که برخى از پیشینیان گفته اند: در قرآن عناوینى به چشم مى خورد که آنها عبارتند از: میادین، بساتین، مقاصیر، عرائس، دبابیج و ریاض. که توضیح هر یک را ذیلا به عرض مى رسانیم.

1ـ میادین قرآن: میادین جمع میدان است و به سوره هایى گفته مى شود که با «الم» آغاز مى شود.

2ـ بساتین قرآن: بساتین جمع بوستان است و به سوره هایى گفته مى شود که با «المر» آغاز گردد.

3ـ مقاصیر قرآن: مقاصیر جمع قصر به معنى رواق و ایوان است و به سوره هایى گفته مى شود که با ماده «حمد» آغاز مى شود.

4ـ عَرائِسِ قرآن: عرائس جمع عروس است و به سوره هایى گفته مى شود که با ذکر «تسبیح» آغاز مى شود.

5ـ دَبابیج قرآن: دبابیج جمع دیباج به معنى حریر و دیبا است و به سوره آل عمران گفته شده است.

6ـ ریاض قرآن: ریاض جمع روضه به معنى باغ و بوستان است و به سوره هایى که به آنها مفصّل گفته اند اطلاق مى شود و گفتیم که مفصّل سوره هاى کوچک قرآن است.(34)

سوره هایى که در نماز، خواندن آنها جایز نیست

چهار سوره است که خواندن آنها در نماز جایز نیست:

1ـ سوره «سجدة» 2ـ سوره «فصّلت» 3ـ سوره «نجم» 5ـ سوره «علق».

و چهار سوره است که هر یک به تنهایى در نماز کفایت نمى کند:

1ـ سوره فیل 2ـ سوره قریش 3ـ سوره ضحى 4ـ سوره الم نشرح.

به این معنى که اگر کسى سوره فیل را بعد حمد نماز بخواند باید لایلاف را نیز بخواند و اگر کسى بخواهد سوره ضحى را بخواند باید سوره الم نشرح را نیز بخواند.

و هم چنین در نماز واجب جایز نیست اگر بعد از حمد سوره قل هو الله احد و یا سوره قل یا ایها الکافرون را شروع کرد آنها را قطع کند و سوره دیگر بخواند لیکن اگر سوره دیگرى را شروع کرد به خواندن تا نصف نرسیده مى تواند آن را رها کرده و سوره دیگربخواند. ولى اگر به نصف رسید آن راهم نمى تواند رها کند بلکه باید همان را تمام نماید.


سوره هایى که به نام حیوانات نام گذارى شده

پنج سوره در قرآن است که هر کدام به نام حیوانى نام گذارى شده.

1ـ سوره بقره (یعنى گاو) 2ـ سوره نحل یعنى (زنبور عسل) 3ـ سوره نمل یعنى (مورچه) 4ـ سوره عنکبوت 5ـ سوره فیل.

هفت سوره اى که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) را پیر کرد

هفت سوره پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)را قبل از پیرى طبیعى به پیرى زودرس مبتلا کرد.

در مجمع البیان آمده است که از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) سئوال شد یا رسول الله چقدر شما زود پیر شدید؟

حضرت فرمود: سوره هود و نظایر آن مرا پیر کرد.

سپس سئوال شد چه چیز این سوره ها شما را پیر کرده؟ فرمود: (در سوره هود) آیه «فَاسْتَقِمْ کَما اُمِرْتَ» یعنى در انجام مأموریتت ثابت و پایدار باش و در سوره هاى دیگر هم به خاطر اهوال روز قیامت.

و سوره هایى که اهوال قیامت در آن آمده است به قرار زیر است.

1ـ سوره واقعه 2ـ عم یتسائلون 3ـ الحاقة 4ـ غاشیه 5ـ مرسلات 6ـ اذا الشمس کورت و.. 7ـ سوره هود که امر به استقامت در انجام مأموریت کرده است.

سوره هایى که لفظ الله در آنها نیست

در قرآن مجید(2701) مرتبه لفظ «الله» آمده است غیر از «بِسْمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم»

و از ارقام فوق (382) مورد آن در سوره مبارکه بقره است و (2419) مورد آن در (85) سوره دیگر است غیر از بیست و نه سوره اى که ذکر خواهد شد. و سوره هایى که کلمه «الله» در آن نیامده است به قرار زیر است.

1ـ قمر 2ـ الرحمن 3ـ واقعه 4ـ قلم 5ـ قیامت 6ـ مرسلات 7ـ نباء 8ـ عبس 9 مطفّفین 10ـ الطارق 11ـ فجر 12ـ بلد 13ـ الیل 14ـ ضحى 15ـ انشراح 16ـ قدر 17ـ زلزال 18ـ عادیات 19ـ قارعة 20ـ عصر 21ـ تکاثر 22ـ فیل 23ـ قریش 24 ماعون 25ـ کوثر 26ـ کافرون 27ـ تبت 28ـ فلق 29ـ ناس

سوره هاى مکى و مدنى

قرآن مجید یک مرتبه تماماً در شب قدر نازل شده، چنانچه خداوند متعال در سوره قدر مى فرماید: «اِنا اَنْزَلْناهُ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ» یعنى ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم

و مرتبه دیگر تدریجاً سوره به سوره و آیه به آیه ظرف 23 سال در مدت نبوت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) در مقاطع مختلف: شب، روز، سفر، حضر و در جنگ و صلح نازل شده است. قسمتى از سوره ها و آیات در مکه معظمه و قسمتى دیگر از آیات و سوره ها در مدینه نازل شده که آنچه در مکه نازل شده را مکى و آنچه در مدینه نازل شده را مدنى مى گویند.

کیفیت شناخت آیات و سوره هاى مکى و مدنى(35)

خصوصیات کلى و قطعى آیات و سوره هاى مکى

علماء و دانشمندان مقیاسها و ضوابطى روشنگر براى شناخت آیات و سوره هاى مکى و مدنى یاد کرده اند، که اگرچه کاملا کلیت ندارد، ولى در عین حال تا حدودى اطمینان بخش مى باشد. و ما مى توانیم این ضوابط را به عنوان خصوصیات کلى آیات و سوره هاى مکى و مدنى بشناسیم، مثلا براى شناختن سوره هاى مکى شش خصوصیت زیر را ذکر کرده اند:

1ـ هر سوره اى که در آن سجده وجود دارد مکى است.

2ـ هر سوره اى که در آن لفظ «کلاّ» بکار رفته مکى است و این لفظ به جز در نصف اخیر قرآن در موارد دیگرى مورد استفاده قرار نگرفته است. عمانى در مقام استدلال بر این مطلب مى نویسد: که حکمت آن این است که نیمه اخیر قرآن اکثراً در مکه نازل شده است و اکثر اهل مکه را مردمى جابر و نابسامان تشکیل مى داد، لذا کلمه «کلاّ» بر سبیل تهدید و انکار اهل مکه در این سوره مکرراً آمده است.

3ـ هر سوره اى که در آن «یا اَیُّهَا النّاس» آمده و «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا» در آن دیده نمى شود مکى است، مگر سوره حج که در اواخر آن آمده است که «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا» که در عین حال بسیارى از دانشمندان معتقدند که این سوره مکى است. البته باید گفت که با استثناء مورد ذکر شده و مواردى دیگر در سوره هاى بقره و نساء این ضابطه کلیّت دارد و قطعى است.

4ـ هر سوره اى که در آن قصص انبیاء و ملل گذشته آمده است، به غیر از سوره بقره، مکى است.

5ـ هر سوره اى که در آن داستان آدم و ابلیس (شیطان) دیده مى شود، به غیر از سوره بقره مکى است.

6ـ هر سوره اى که با حروف مقطعه از قبیل «الم» و «الرا» و امثال آن آغاز مى شود به غیر از دو سوره زهراوان (بقره و آل عمران) مکى است و درباره سوره رعد که با «المر» آغاز مى شود اختلاف هست، برخى آن را مکى و عده اى آن را مدنى مى دانند ولى مکى بودن این سوره، با توجه به برداشت و اسلوب آن، ارجح است.

7ـ مستشرق معروف بوهِل مى گوید: یکى از خصایص سوره ها و آیات مدنى این است که اسم «الرحمن» در آنها نیامده است، پس ذکر «رحمن» در هر سوره اى نشانه مکى بودن آن است، در حالى که عده اى سوره «الرحمن» را مدنى مى دانند ولى اکثراً برآنند که سوره «الرحمن» مکى است.

خصوصیات شایع آیات و سوره هاى مکى
خصوصیات و امتیازات دیگرى براى شناخت سوره هاى مکى وجود دارد که این خصوصیات غالباً در سوره هاى مکى دیده مى شود و مى توان آنها را خصوصیات شایع و غیر کلى در سوره هاى مکى نامید و آنها عبارتند از:

1ـ کوتاهى آیات و سورها و مختصر بودن آنها و حرارت تعبیر و شدت لحن و تجانس صوتى در آیات.

2ـ دعوت به اصول و بنیادهاى ایمان به خدا و روز واپسین و تصویر و توصیف بهشت و دوزخ.

3ـ دعوت به بدست آوردن خوبیها و اخلاق نیک و پایدارى بر نیکى.

4ـ مجادله با مشرکین و تحقیر خواسته هاى آنها.

5ـ قسم هاى زیاد، که با اسلوبهاى عربها هماهنگى دارد.

خصوصیات کلى و قطعى آیات و سوره هاى مدنى
براى سوره هاى مدنى قرآن نیز خصوصیات و ضوابطى وجود دارد، که با وجود استثناآت اندکى که در آنها دیده مى شود، قطعى و اطمینان بخش مى باشد و نسبتاً کلى است، که آنها عبارتند از:

1ـ هر سوره اى که در آن فرمان جهاد و احکام آن دیده مى شود، مدنى است.

2ـ سوره هایى که در آنها احکام، حدود، فرائض و حقوق، و قوانین مدنى و اجتماعى و سیاسى، گزارش شده و یا به طور مفصل در آنها آمده است، مدنى است.

3ـ هر سوره اى که در آنها از منافقین یاد شده است مدنى است، ولى از این قائده سوره عنکبوت ـ با وجود مکى بودن این سوره یازده آیه آغاز آن مدنى است و در عین حال در این سوره از منافقین یاد شده است ـ مستثنى مى باشد.

4ـ مجادله با اهل کتاب و دعوت آنها به عدم تعصب و غلّو در دینشان.

خصوصیات شایع آیات و سوره هاى مدنى
1ـ طولانى بودن اکثر سوره ها و آیات و شرح و بیان مطالب آن و سبک آرام قانونگذارى آنها. 2ـ بیان و شرح دلایل و علتها در مورد حقایق دینى.

اسامى سوره هایى که در مکه و مدینه نازل شده

90 سوره در مکه و 24 سوره در مدینه بر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) نازل شده که ترتیب آنها به قرار زیر است.

سوره هایى که در مکه نازل شده

در سال اول بعثت 26 سوره در مکه معظمه بر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) نازل شد که آن سال را سال افتتاحیه نامیده اند و اسامى سوره هاى نازله به قرار زیر است:

1ـ فاتحة 2ـ ناس 3ـ فلق 4ـ اخلاص 5ـ تبت 6ـ نصر 7ـ کافرون 8ـ کوثر 9 ماعون 10 قریش 11ـ فیل 12ـ همزه 13ـ عصر 14ـ تکاثر 15ـ قارعه 16 عادیات 17 زلزال 18ـ علق 19ـ تین 20ـ انشراح 21ـ ضحى 22ـ لیل 23 شمس 24ـ بلد 25ـ فجر 26 غاشیه

سال دوم از بعثت را سال استعلائیّه نامیده اند و در آن 13 سوره بر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)نازل شد به این ترتیب

1ـ اعلى 2ـ طارق 3ـ بروج 4ـ انشقاق 5ـ مطفّفین 6ـ انفطار 7ـ تکویر 8ـ عبس 9 نازعات 10ـ نبأ 11ـ مرسلات 12ـ دهر 13ـ قیامت

سال سوم بعثت را سال دثاریّه نامیده اند و در آن 8 سوره نازل گردیده به این ترتیب 1ـ مدّثر 2ـ مزّمل 3ـ جنّ 4ـ نوح 5ـ معارج 6ـ الحاقّه 7ـ قلم 8ـ ملک

سال چهارم بعثت را سال واقعیّه نامیده اند و در آن 7 سوره نازل گردیده

1ـ واقعه 2ـ الرحمن 3ـ قمر 4ـ نجم 5ـ طور 6ـ زاریات 7ـ ق

سال پنجم بعثت را سال احقافیّه گفته اند و در آن چهار سوره نازل شده

1ـ احقاف 2ـ جاثیه 3ـ دخان 4ـ زخرف

سال ششم بعثت را سال شورائیه نامیده اند و در آن چهار سوره نازل شده

1ـ شورى 2ـ فصّلت 3ـ مؤمن 4ـ زمر

سال هفتم بعثت را سال داودیّه گفته اند و در آن پنج سوره نازل شده

1ـ ص 2ـ صافات 3ـ یس 4ـ فاطر 5ـ سبأ

سال هشتم بعثت را سال لامیّه خوانده اند و در آن چهار سوره نازل شده

1ـ سجده 2ـ لقمان 3ـ روم 4ـ عنکبوت

سال نهم بعثت را سال طائیّه نامیده اند و در آن سه سوره نازل شده

1ـ قصص 2ـ نمل 3ـ شعراء

سال دهم بعثت را سال فرقانیّه گفته اند و در آن سه سوره نازل شده است

1ـ فرقان 2ـ مؤمنون 3ـ انبیاء

سال یازدهم بعثت را سال سامریّه نامیده اند و در آن چهار سوره نازل شده

1ـ طه 2ـ مریم 3ـ کهف 4ـ اسراء

سال دوازدهم بعثت را سال نحلیّه نامیده اند و در آن پنج سوره نازل شده است: 1ـ نحل 2ـ حجر 3ـ ابراهیم 4ـ رعد 5ـ یوسف

سال سیزدهم بعثت را سال هودیّه گفته اند و در آن چهار سوره نازل شده است: 1ـ هود 2ـ یونس 3ـ اعراف 4ـ انعام


سوره هایى که در مدینه نازل شده

در سال اول هجرت چهار سوره بر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) نازل شد و آن سال را هم سال هجریه نامیده اند و سوره هاى نازله به قرار زیر است

1ـ قدر 2ـ تغابن 3ـ منافقون 4ـ جمعه

سال دوم از هجرت را سال بدریّه نامیده اند و در آن سه سوره نازل شده به این ترتیب 1ـ بیّنه 2ـ صف 3ـ حدید

سال سوم را سال اُحُدیّه نامیده اند و در آن سال دو سوره نازل گشته

1ـ محمد 2ـ مجادله

سال چهارم را سال نظیریّه نامیده اند و در آن دو سوره نازل شده

1ـ حشر 2ـ ممتحنه

سال پنجم را سال خندقیه گفته اند و در آن دو سوره نازل گشته

1ـ حجرات 2 حج

سال ششم را حُدَیبیّه خوانده اند و در آن دو سوره نساء و نور نازل گردیده

سال هفتم را سال خیبریّه گفته اند و در آن سه سوره نازل گشته

1ـ طلاق 2ـ تحریم 3ـ احزاب

سال هشتم را سال فتحیّه نامیده اند و در آن دو سوره فتح و انفال نازل شده است

سال نهم را سال تبوکیّه نامیده اند و در آن دو سوره توبه و بقره نازل شده است

سال دهم را سال وداعیّه گفته اند یعنى سالى که در آن پیامبر حجة الوداع را انجام داد و در آن سال دو سوره آل عمران و مائده نازل گردید.

ترتیب نزول سوره ها

بنا به نقل نویسنده تاریخ قرآن دکتر محمود رامیار ترتیب نزول سوره هاى قرآنى به قرار زیر است.

1ـ علق 2ـ قلم 3ـ مزمّل 4ـ مدثّر 5ـ فاتحه 6ـ تبّت 7ـ تکویر 8ـ اعلى 9ـ لیل 10 فجر 11ـ ضحى 12ـ انشراح 13ـ عصر 14ـ عادیات 15ـ کوثر 16ـ تکاثر 17 ماعون 18 کافرون 19ـ فیل 20ـ فلق 21ـ ناس 22ـ اخلاص 23ـ نجم 24 عبس 25ـ قدر 26 شمس 27ـ بروج 28ـ تین 29ـ قریش 30ـ قارعه 31ـ قیامت 32ـ همزه 33ـ مرسلات 34ـ ق 35ـ بلد 36ـ طارق 37ـ قمر 38ـ ص 39ـ اعراف 40ـ جن 41 یس 42ـ فرقان 43 ملائکه 44ـ مریم 45ـ طه 46ـ واقعه 47ـ شعراء 48ـ نمل 49ـ قصص 50ـ اسراء 51 یونس 52ـ هود 53ـ یوسف 54ـ حجر 55 انعام 56 صافات 57ـ لقمان 58ـ سبأ 59 زمر 60ـ مؤمن 61ـ فصّلت 62 شورى 63 زخرف 64ـ دخان 65ـ جاثیه 66ـ احقاف 67ـ ذاریات 68ـ غاشیه 69ـ کهف 70ـ نحل 71ـ نوح 72ـ ابراهیم 73ـ انبیاء 74ـ مؤمنون 75ـ سجده 76 طور 77 ملک 78ـ حاقة 79ـ معارج 80ـ نباء 81ـ نازعات 82ـ انفطار 83 انشقاق 84 روم 85ـ عنکبوت 86ـ مطففین 87ـ بقره 88ـ انفال 89ـ آل عمران 90 احزاب 91ـ ممتحنه 92ـ نساء 93ـ زلزال 94ـ حدید 95ـ محمد(صلى الله علیه وآله وسلم)96ـ رعد 97 الرحمن 98ـ انسان 99ـ طلاق 100ـ بیّنه 101ـ حشر 102ـ نور 103ـ حج 104 منافقون 105ـ مجادله 106ـ حجرات 107ـ تحریم 108ـ تغابن 109ـ صف 110 جمعه 111ـ فتح 112ـ مائدة 113ـ توبه 114ـ نصر.(36)


وحى و اقسام آن

مرحوم مجلسى در بحار جلد19 چاپ قدیم باب 128 از امیرالمؤمنین(علیه السلام)نقل مى کند که در جواب کسى که از اقسام وحى از او سئوال کرده بود فرمود: وحى در قرآن بر هفت قسم است:

1ـ وحى به معنى نبوت و پیامبرى: که در سوره نساء آیه 163 به آن استشهاد شده آنجا که مى فرماید: «اِنّا اَوحینا اِلیکَ کَما اَوحینا الى نوح و النَّبیین مِن بعدهِ» یعنى همانا ما به سوى تو وحى فرستادیم همانگونه که به سوى نوح و پیامبران بعد از او فرستادیم.

2ـ وحى به معنى الهام است: چنانچه در سوره نحل آیه 68 و قصص آیه 7 مى فرماید: «وَ اَوحى رَبُّک الَى النَّحلِ» یعنى (اى پیامبر) پروردگار تو به زنبور عسل وحى فرستاد یعنى الهام کرد که براى خود خانه هایى در شکاف کوه ها و درختان و کندوها انتخاب کن.

و نیز به مادر موسى (علیه السلام) وحى فرستادیم یعنى الهام کردیم و در دل او افکنیدم که او، یعنى موسى (علیه السلام) را شیر دهد.

3ـ وحى به معناى اشاره است: چنانچه در سوره مریم آیه 11 مى فرماید: «فَخَرَجَ على قومِهِ مِن المحرابِ فَاَوحى الیهِمْ» یعنى زکریا از محراب عبادت به سوى قوم خود خارج شد و به آنان وحى کرد یعنى اشاره کرد.

4ـ وحى به معناى تقدیر و اندازه گیرى است: چنانچه در سوره فصلت آیه 12 مى فرماید: «وَ اَوحى فى کلِّ سماءِ اَمرَها» یعنى خداوند در هر آسمانى کار آن را به او وحى کرد یعنى تقدیر و اندازه گیرى فرمود.

5ـ وحى به معناى امر است: چنانچه در سوره مائده آیه 111 مى فرماید: «وَ اِذا اَوحَیْتُ اِلَى الحَواریّینَ اَن آمِنوا بى و بِرَسُولى قالُوا آمَنّا و اشْهَد بِاَنَّنا مُسلِمونَ» یعنى هنگامى که به حواریین یعنى خواص یاران حضرت عیسى(علیه السلام)وحى کردیم یعنى امر کردیم که به من و پیامبرم ایمان آورید گفتند ایمان آوردیم و شاهد باش که ما به تو تسلیم هستیم.

6ـ وحى به معنى وسوسه شیطانى است: چنانچه در سوره انعام آیه 112 و 121 مى فرماید: «و کَذالَکَ جعلنا لِکُّلِ نبّى عدُّواً شَیاطینَ الاِنسِ و الجِنِّ یُوحى بَعضُهُم اِلى بَعض زُخرُفَ القولِ غروراً» یعنى هم چنانکه براى هر پیامبرى دشمنانى از شیاطین انس و جن بودند تو را نیز از آنها دشمنانى خواهد بود که بعضى بعضى دیگر را وحى مى کنند یعنى وسوسه مى کنند و براى فریب دادن مردم با سخن باطل و آراسته به دروغ تبلیغ مى نمایند.

7ـ وحى به معنى خبر است: چنانچه در سوره انبیاء آیه 73 مى فرماید: «و جَعلنا هُم أئِمَّةً یَهْدُونَ بِاَمْرِنا وَ أَوحَیْنا اِلَیْهِمْ فِعْلَ الخَیراتِ وَ إِقامَ الصَّلوةِ وَ ایتاءَ الزَّکاتِ وَ کانُوا لَنا عابِدینَ» یعنى از پیامبران پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما مردم را رهبرى کنند و انجام کارهاى خوب و برپا داشتن نماز و دادن زکات را به ایشان وحى نمودیم یعنى خبر دادیم و آنان عبادت کننده ما بودند.(37)
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید