نگونسر

نگونسر. [ ن ِ س َ ] (ص مرکب ) نگونسار. سرنگون . در تمام معانی رجوع به نگونسار شود :
این رایت نگونسر و رخش بریده دم
بر غافلان هفت خطرگه برآورید.

خاقانی .


جرمی نکرده حلقه ٔ گوشش نگونسر است
آویخته به سایه ٔ مشکین کمند او.

خاقانی .


واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید