اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد تیرک زدن

تیرک زدن . [ رَ زَ دَ ] (مص مرکب ) بالا آمدن آبله های دیگ جوشان .(ناظم الاطباء). || جاری شدن خون از زخم . (از غیاث اللغات ) (آنندراج ) (بهار عجم ) :
ز خونی که تیرک زد از فرقگاه
یلان را برافروخت پرّ کلاه .

هاتفی (از آنندراج ).


|| درد کردن . (بهار عجم ) (آنندراج ).
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید