اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

چرا و چون

چرا و چون . [ چ ِوُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) چون و چرا. استدلال خواستن . تعلیل طلبیدن . مناظره . بحث و تعلیل :
تو گرد چون و چرا گر همی نیاری گشت
چرا و چون ترا ما بجان خریداریم .

ناصرخسرو.


چرا و چون نرسد دردمند عاشق را
مگر مطاوعت دوست تا چه فرماید.

سعدی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۲ ثانیه
چون و چرا. [ ن ُ چ ِ ] (اِ مرکب ) (مرکب از چون ، چگونه + چرا، ادات استفهام ) مباحثه و گفتگو. مناقشه و منازعه . (ناظم الاطباء). جدل : نیابی به ...
بی چون و چرا. [ ن ُ چ ِ ] (ترکیب عطفی ، ق مرکب ) بی اندک مخالفت . (یادداشت مؤلف ). بی چون و چراتسلیم شد. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به بی ...
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید