اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

گل

نویسه گردانی: GL
گل . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گل فریز بخش خوسف شهرستان بیرجند واقع در 37هزارگزی جنوب خاوری خوسف ، سر راه شوسه ٔ عمومی خوسف . هوای آن معتدل و دارای 976 تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول آن زعفران ، پنبه و ابریشم است . شغل اهالی زراعت و صنایعدستی آنان کرباس بافی می باشد و راه مالرو دارد. دارای دبستان نیز هست . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶۳۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۱ ثانیه
گل خج . [ گ ُ خ َ ] (اِ) گلوله ٔ چنگالی . (برهان ) (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ) : شکرینه بخور و گل خج چنگال بیار. بسحاق اطعمه .رجوع به گل کج شو...
گل خد. [ گ ُ خ َدد / خ َ ] (ص مرکب ) گلگونه . آنکه رخسار او در لطافت گل را ماند. گل چهره : غزلسرای شدم بر شکرلبی گل خدبنفشه زلفی ونسرین بری ص...
زننده گُل در فوتبال
نو گل. {نُ گُ}. (ا. مرکب). گل پژمرده //////////////////////// این نوگُل خَندان که سِپُردی ما همه گلهای خندانیم به منش می‌سِپارَم به تو از چشم حسودان /...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
یکی از آواها ومقام های موسیقی محلی چهارمحال وبختیاری که به لری است و در آن شرح حال عاشق ومعشوقی توسط نی روایت می شود
گل. ( اسم ) 1 - خاک گل . 2 - اقسام خاک رست که در کوزه گری و سفال سازی و غیره به کار رود زمین های رستی و سنگهای رستی . 3 - خاکهای سطحی زمین چون بیشتر ت...
پسر خراب پسری که به دنبال هوا و هوس اش است بنیامین
گل زرد. [ گ ُ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان یوسف وند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد واقع در 22هزارگزی باختر الشتر و 5هزارگزی باختر راه شوسه ٔ خر...
گل زرد. [ گ ُ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی شهرستان بهبهان واقع در 20هزارگزی شمال باختری بهبهان و 20هزارگزی شمال راه شوسه ٔ بهبهان ...
« قبلی ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ صفحه ۸ از ۶۴ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.