مقالة
نویسه گردانی:
MQAL
مقالة. [ م َ ل َ ] (ع مص ) گفتن . (تاج المصادر بیهقی ). قول . قیل . مقال . (منتهی الارب ). و رجوع به قول و مقال و مقالت شود. || (اِ) قسمتی از کتاب . (از اقرب الموارد). مبحث . (ناظم الاطباء). || گفتار. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به مقالت و مقاله شود.
واژه های همانند
۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
مقالة.[ م ُ قال ْ ل َ ] (ع مص ) کم کم خرج کردن آب را از ترس تشنگی . || کم کردن بخشش و دهش را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (...
مقاله . [ م َ ل َ ] (ع اِ) سخن . کلام . (ناظم الاطباء). مقالة. گفت . گفتار. مقال . قول . مقالت . (یادداشت به خطمرحوم دهخدا). || مبحث . (ناظم ا...
نوشته ای پژوهشی دارای موضوع و ساختاری معین که برای اثبات یا رد چیزی یا بیان یافته ای تازه و در اندازه ی کم تر از یک کتاب نوشته می شود و در مجلات یا سا...
همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: گوتار gutār (کردی) ناملیک nāmlik (کردی: nāmlika)
مغالة. [ م َ ل َ ] (ع اِ) آمیغ و دغلی و ناراستی و بدی که به حق کسی پیش دیگری گویند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خیانت و غِش...
مقاله نویس . [ م َ ل َ / ل ِ ن ِ ] (نف مرکب ) که مقاله نویسد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). که مقاله برای روزنامه ها و مجلات نویسد. (یادداشت ...
مقاله نویسی . [ م َ ل َ / ل ِ ن ِ ] (حامص مرکب ) شغل و عمل مقاله نویس . رجوع به ماده ٔ قبل شود.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.