اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

میکده

میکده . [ م َ / م ِ ک َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) شرابخانه و میخانه . (ناظم الاطباء). خرابات . خانه ٔ خمار. آنجا که در آن می خورند. ماخور. حانه . خانه . حانوت . جایی که در آن شراب فروشند. (یادداشت مؤلف ) :
من به بانگ مؤذنان کز میکده
بانگ مرغ زندخوان آمد برون .

خاقانی .


هم میکده را خدایگانیم
هم دردپرست را ندیمیم .

خاقانی .


ای میزبان میکده ایثار کن به ما
بیغوله ای که از پی غولان رمیده ایم .

خاقانی .


گر مرید صورتی در صومعه زناربند
ور مرائی نیستی در میکده فرزانه باش .

سعدی .


چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون رو
رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی .

حافظ.


بیا که خرقه ٔ من گرچه وقف میکده هاست
ز مال وقف نبینی به نام من درمی .

حافظ.


سر ز حسرت ز در میکده ها برکردم
چون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود.

حافظ.


|| (اصطلاح عرفانی ) قدم مناجات را گویند. (کشاف اصطلاحات الفنون ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۷ ثانیه
پیر میکده . [ رِ م َ / م ِ ک َ دَ / دِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) پیر میخانه . پیر می فروش : ما باده زیر خرقه نه امروز میخوریم صد بار پیر میکده ...
ته میکده . [ ت َ هَِ م َ / م ِ ک َ دَ / دِ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ته میخانه . به معنی میکده و زمین میخانه و این اصطلاح اهل زبان است . (ب...
میکده قزوین یک کارخانه الکل سازی و تولید مشروبات الکلی در قبل از انقلاب سال 1357 در ایران بود که اکنون به نام بیدستان معروف می باشد و تولیدات سرکه الک...
منوچهر میکده (زاده ۱۵ اسفند ۱۳۱۵ در تبریز) نوازنده و ترانه‌سرای ایرانی است. طبع او در شعر و ترانه سرایی نیز در آثار خوانندگان بنامی چون محمد نوری نیز ...
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید