اجازه ویرایش برای همه اعضا

طبس

این واژه در سنسکریت تپس tapas (گرما، گرمی، سوزندگی) بوده و از دو بخش تپ tap (تب) و پسوند «اس as» ساخته شده است؛ و این نامگذاری، به خاطر هوای گرم آن سرزمین است؛ و علت این که این واژه را با ط نوشته اند، این بوده که آن را عربی طبس (سیاه از هر چیزی) دانسته اند؛ در حالی که اگر به پیشینه ی نام این سرزمین نگاهی می انداختند، می دانستند زمانی که آن جا طبس نامیده شده، ایرانیان ارتباطی با اعراب نداشته اند پس این واژه نمی تواند عربی باشد؛ از سوی دیگر، طبس سرزمین سیاهی ها نیست و جای سرسبزی بوده ودارای درختان خرماست. پس درست این است که به جای طبس بنویسیم: تبس. Gérard Huet. Héritage du Sanskrit Dictionnaire sanskrit-français **** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۷ ثانیه
طبس . [ طَ ] (ع ص ) سیاه از هر چیزی . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ) (شمس اللغات ).
طبس . [ طِ ] (ع اِ) گرگ . (منتهی الارب ). ج ، طُبوس . (دزی ج 2 ص 21).
طبس . [ طَ ب َ ] (اِخ ) از بلوکات ولایت سبزوار خراسان ، عده ٔ قری (27) مرکز طبس ، حد شمالی جوین ، شرقی نیشابور جنوبی قصبه ، غربی بواکره . (جغرا...
طبس . [ طَ ب َ ] (اِخ ) شهرستانی است در خراسان ، اعجمی است . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ). نام قصبه ای ، در معجم البلدان آورده : اصطخری گفته...
طبس تمر. [ طَ ب َ س ِ ت َ ] (اِخ ) رجوع به طبس فردوس ، طبسان و المعرب ص 229 شود.
قلعه طبس. قلعه قهستان در جنوب خراسان که رهبری آن را حسین قائنی، یار وفادار حسن صبّاح، بر عهده داشته است. این قلعه بر بلندی کوهی قرار داشته با شیبی بسی...
طبس عناب . [ طَ ب َ س ِ ع ُن ْ نا ] (اِخ ) رجوع به طبس فردوس ، طبسان و المعرب ص 229 شود.
طبس گیلکی . [ طَ ب َ س ِ ل َ ] (اِخ ) طبس تمر. شهری است کوچک و از اقلیم سوم است . طولش از جزائر خالدات ، صب ط، وعرض از خط استوا لط، در هفت ر...
طبس مسینا. [ طَ ب َ س ِ م َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش درمیان شهرستان بیرجند است که از106 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل یافته . مجموع ن...
چارده طبس . [ دِ هَِ طَ ب َ ] (اِخ ) نام ناحیه ای در طبس خراسان . در سال هشتصد و نه هجری که میانه ٔ دو برادر یعنی میرزا پیر محمد و میرزا اسکن...
صفحه ۱ از ۲ ۲
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید