اجازه ویرایش برای همه اعضا

فخذ

(faxez یکی از ستارگان خرس بزرگ) این واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: پولاستی pulâsti (سنسکریت: pulastya).*** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
فخذ. [ ف َ ] (ع مص ) بر ران کسی زدن . || شکستن ران کسی را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || بر ران رسیده شدن . (منتهی الارب ).
فخذ. [ ف َ / ف ِ ] (ع اِ)ران . (منتهی الارب ). ج ، افخاذ. به کسر خاء نیز درست است . (اقرب الموارد). || گروه برادران و تبار مرد که کم از بطن...
فخذ. [ ف َ خ ِ ] (ع اِ) ران .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فَخْذ شود.
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید