دستانی
نویسه گردانی:
DSTANY
دستانی. [دَ]. (ا. ص. فا). دستان وار ، پهلوان وار. پهلوانی بهادری. "دستانی" در زبان فارسی معانی مختلفی دارد. به نقل از فرهنگ عمید و لغت نامه دهخدا، این کلمه میتواند به موارد زیر اشاره کند: 1. در موسیقی: به محل قرار گرفتن انگشتان دست روی سازهای زهی مضرابی (مانند تار و سهتار) اشاره دارد. 2. به معنای قدیمی: به سرود، نغمه، لحن و همچنین حکایت و افسانه اشاره دارد. 3. لقب زال: در ادبیات فارسی، دستان لقب زال، پدر رستم است. بنابراین، بسته به اینکه این کلمه در چه زمینه ای به کار رفته باشد، معنای متفاوتی خواهد داشت, "دستانی" میتواند به معانی "قهرمانانه"، "اسطورهای" یا "افسانهای" هم باشد. این لفظ که در شاهنامه بیشتر برای رستم به کار می رود، و به او رستم دستان گویند، به معنی نیرومند است؛ زیرا در مانوی، واژه ی دستن dastan به معنی نیرومند است.
واژه های همانند
۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
هم دستانی . [ هََ دَ ] (حامص مرکب ) موافقت . (یادداشت مؤلف ). هم داستانی . رجوع به هم داستانی شود.
باب دستانی . [ دَ ] (ص نسبی ) منسوب بباب دستان .رجوع به باب دستان شود. (معجم البلدان ) (سمعانی ).
باب دستانی . [ دَ ] (اِخ ) ابوالحسن علی بن حسن بن نصربن خراسان بن عبداﷲ باب دستانی ، فقیهی حنفی وفاضلی موثق بود و در صفر سال 368 هَ . ق . د...