نتایج جستجو

۱۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۰ ثانیه
گبر. [ گ َ ] (ص ، اِ) ۞ مغ.(جهانگیری ). آتش پرست . (برهان ) (انجمن آرا). مجوس . زرتشتی به دین : هربذ، مجاور آتش کده و قاضی گبران . (منت...
گبر. [ ِگ ] (اِ) ۞ درختی است که در جنوب ایران بین آب گرم و عباسی هست .
گبر. [ گ َ ب َ ] (اِ) سنگی باشد که از آن دیگ و طبق و کاسه و امثال آن سازند. (برهان ) (انجمن آرا). سنگی است که از آن ظروف و اوان...
گبر. [ گ َ ب َ ] (اِ) خیمه که به یک ستون بر پای کنند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) : شاه حلوا گر کند ییلاق در صحرای خوان خرگهش ...
گبر. [ گ َ ب َ ] (اِخ ) نام شهری است از ولایت بجور و آن مابین کابل و هندوستان واقع است . (برهان ) (جهانگیری ). در بعضی نسخه ها دشت ...
گبر. [ گ َ ] (اِ)گیاهی است مانند زنجبیل که آن را در خراسان از زیر زمین بر می آورند و بجهت دفع سردی میخورند. (برهان ).
گبر. [ گ َ ] (هزوارش ، اِ) در آرامی (هزوارش ) گبرا بمعنی مرد است . رجوع به گبر شود. مرد. مرد بزرگ . معرب آن جبر است ۞ :و اسلم براوو...
درختی در جنوب ایران که نام آن سمر است .رجوع به سمر
گبر شدن . [ گ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) زردشتی شدن . مجوس گردیدن : تمجس ؛ گبر شدن . (تاج المصادر بیهقی ).
گنبد گبر.[ گُم ْ ب َ دِ گ َ ] (اِخ ) رجوع به گنبد جبلیه شود.
قلعه دختر گبر. [ ق َ ع َ دُ ت َ رِ گ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند، واقع در 39هزارگزی باختری شهر نهاوند و 2ه...