اجازه ویرایش برای همه اعضا قید

(دستوری) این واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ اوهاک ūhâk (اوه «سنسکریت»: دگرگونی + پسوند پهلوی آک)، 2ـ اوهین (اوه + پسوند سنسکریت «این») **** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
12 مورد، زمان جستجو: 0.23 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

قید

قید. [ ق َ ] (ع مص ) اندازه کردن . (منتهی الارب ). گویند: قید الشی ٔ (مجهولاً)؛ ای قُیِّدَ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || در تداول فارسی ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

قید

قید. (ع اِ) به کسر قاف ، مقدار و اندازه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به قَید شود.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

قید

قید. [ ق َی ْ ی ِ ] (ع ص ) آنکه نرمی و مساهله کند با تو چون بند کنی او را. || ستور که به کشیدن گردن دهد. || بعیر قَیِّد؛ شتر رام شده . (...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

بی قید

بی قید. [ ق َ / ق ِ ] (ص مرکب ) (از: بی + قید) بی بند. لاقید. (یادداشت مؤلف ). مطلق العنان و آزاد. (آنندراج ). || لاابالی در کارها. || بی ضب...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

حرف قید

حرف قید. [ ح َ ف ِ ق َ / ق ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) یکی از حروف قافیه است . شمس قیس گوید: هر حرف ساکن (غیر حرف مد و لین ) که ماقبل رَو...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

قید کردن

قید کردن . [ ق َ / ق ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بند کردن . در بند آوردن : سعدی به دام عشق تو در پای بند ماندقیدی نکرده ای که میسر شود گریز.سعدی .
اجازه ویرایش برای همه اعضا

قید زمان

قید زمان هنوز، در اصطلاح دستوریان، قید زمان مختص و مفرد است و اهل لغت آن را “تاکنون” و “تا حالا” و “تا این زمان” معنی می‌کنند. اما باید توجه داشت که ه...
اجازه ویرایش برای همه اعضا

قید مرکب

این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: اوهین گومیک ūhin gumik (گومیک از مانوی: gumeg)**** فانکو آدینات 09163657861
اجازه ویرایش برای همه اعضا

قید حالت

این دو و اژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: اوهاک استیش ūhâk ástiŝ (اوه. از سنسکریت: دگرگونی + پسوند پهلوی آک. استیش از پهلوی: ástiŝn: حالت) **** ...
اجازه ویرایش برای همه اعضا

گشاد داشتن چشم : چشم داشتن + قید گشاد (: فراخ)

توقع شدید داشتن، سخت بیوسیدن ؛ گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم، همچنان چشم گشاد از کرمش می دارم (دیوان حافظ، د. جلالی نایینی، نشر مهتاب،1371) این با...
۱ ۲
۱۲ مورد، صفحه ۱ از ۲
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید