اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد هرهار

هرهار. [ هََ ] (ع ص ) بسیار از آب و شیر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || بسیار خندنده . (منتهی الارب ). ضحاک در امر باطل . بیهوده خند. (از اقرب الموارد). || گوشت لاغر. (منتهی الارب ). اللحم الغث . (اقرب الموارد). || (اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

حرحار

حرحار. [ ح َ ] (اِخ ) جائیست از بلاد جهینة از سرزمین حجاز. (معجم البلدان ).
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید