اجازه ویرایش برای همه اعضا خشخاش

این واژه عربی نیست و در سنسکریت کهسکهسه khaskhasa گفته می شده و که kh در پارسی خ خوانده شده و خسخسه بوده و رفته رفته خشخاش گردیده است.****فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
20 مورد، زمان جستجو: 0.25 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خشخاش

خشخاش . [ خ َ ] (ع اِ) مردم با سلاح و زره . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). || کوکنار و آن چند قسم است بستانی و منثور و ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خشخاش

خشخاش . [ خ َ ](اِخ ) ابن حباب بن حارث که بعضی او را خشخاش بن مالک بن حارث آورده اند از صحابیان بود. (از منتهی الارب ).
اجازه ویرایش برای همه اعضا

خشخاش

خشخاش یا کوکنار یک گیاه علفی یک‌سالهٔ گل‌دار ‌است که برای تولید تریاک از آن استفاده می‌شود. این گیاه از تیر تا مرداد گل می‌دهد. بخش‌های مختلف گیاه خشخ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خشخاش زن

خشخاش زن . [ خ َ زَ ] (نف مرکب ) آنکه تیغ به خشخاش می زند برای گرفتن شیره ٔ آن که تریاک است .
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خشخاش زنی

خشخاش زنی . [ خ َ زَ ] (حامص مرکب ) عمل خشخاش زن .
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

گرز خشخاش

گرز خشخاش . [ گ ُ زِ خ َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) غوزه ٔ خشخاش که از آن تریاک گیرند. میوه ٔ خشخاش را گویند که کوکنار نیز نامیده می شود. رجوع ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خشخاش کاری

خشخاش کاری . [ خ َ ] (حامص مرکب ) کاشت خشخاش . عمل خشخاش کشت کننده . (یادداشت بخط مؤلف ).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خشخاش بری

خشخاش بری . [ خ َ ش ِ ب َرْ ری ] (ترکیب وصفی ، اِمرکب ) خشخاش اسود است . بابلس ۞ . (از بحر الجواهر). رجوع به خشخاش اسود شود.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خشخاش زدن

خشخاش زدن . [ خ َ زَ دَ ] (مص مرکب ) تیغ به خشخاش زدن برای گرفتن شیره ٔ آن که تریاک است .
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خشخاش زبدی

خشخاش زبدی . [ خ َ ش ِ زَ ب َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) گیاهی است بسیار سفید و سبک و ساقش به قدر ذرعی و برگش بسیار ریزه و دراز و بیخ او بار...
۱ ۲
۲۰ مورد، صفحه ۱ از ۲
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید