اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

سگ دل

نویسه گردانی: SG DL
سگ دل . [ س َ دِ ] (ص مرکب ) کنایه از سخت دل . (آنندراج ) (رشیدی ) :
خصم سگدل ز حسد نالد چون جبهت ماه
نور بی صرفه دهد وه وه عوا شنوند.

خاقانی .


همه کس عاشق دنیا و ما فارغ ز غم زیرا
غم معشوق سگدل هست بر عشاق سگجانش .

خاقانی .


فرمود به سگدلان درگاه
تا پیش سگان برندش از راه .

نظامی .


|| کنایه ازبدمرد. (آنندراج ) :
گر آزرم خواهم از این سگدلان
نخوانند عاقل مرا عاقلان .

نظامی .


شوم پیش سگ اندازم دلی را
که خواهد سگدل بیحاصلی را.

نظامی .


|| بددل . (آنندراج ) (رشیدی ). || آزار کننده . (برهان ) (ناظم الاطباء) :
زعم منست کاسمان سجده ٔ سگدلان کند
زآن چو دم سگان بود پشت دوتای آسمان .

خاقانی .


گر کس بود سگجان منم این چرخ سگدل دشمنم
تا کی زید زرین تنم گر آهنین جان نیستم .

خاقانی .


|| متظاهر، دارای ظاهر آراسته :
صوفیان طبل خوار لقمه جو
سگدلان و همچو گربه روی شو.

مولوی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.