اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

فرونگرستن

نویسه گردانی: FRWNGRSTN
فرونگرستن . [ ف ُ ن ِ گ َ رِت َ ] (مص مرکب ) فرونگریستن . نگاه کردن . نگریستن از بالا، چنانکه از روزنه درون خانه را نگرند : روزنه ٔ دلم گشاده شد. آنجا فرونگرستم ، آنچه می جستم بدیدم . (تذکرة الاولیاء). رجوع به فرونگریستن شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.