اجازه ویرایش برای همه اعضا هره

hore این واژه امروزه پسوندی است که تنها با واژه ی دل می آید: دلهره. در سنسکریت: گهره ghora (ترسناک) بوده است. فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
57 مورد، زمان جستجو: 0.13 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

هره

هره . [ هَُرْ رَ ] (اِ) سوراخ کون . (برهان ). مقعد و نشستنگاه . (برهان ). کون باشد. (اسدی ) : کوهش بسان هره درآورده سر بهم دشتش بسان شله نهاد...
اجازه ویرایش برای همه اعضا

هره

هلهله ، تعریف و تمجید ، شادی کردن
اجازه ویرایش برای همه اعضا

هره

به کسر ه و ر. کندوی عسل به گویش کازرونی(ع.ش)
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

هره دشت

هره دشت . [ هََ رَ دَ ] (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی طوالش که دارای 3726 تن سکنه است . از رود هره دشت مشروب میشود و محصول عمده اش برنج ، غ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

هره سنگ

هره سنگ . [ هََ رَ س َ ] (اِخ ) هرسنگ که دهی بوده است در مازندران . رجوع به هرسنگ شود.
اجازه ویرایش برای همه اعضا

هره ی پله

این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

لیسار و هره دشت

لیسارو هره دشت . [ رُ هََ رِ دَ ] (اِخ ) نام یکی ازدهستانهای بخش مرکزی شهرستان طوالش و هم نام دو آبادی بدانجا. این دهستان بین هشتپر و خطب...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

هرة

هرة. [ هَِرْرَ ] (ع اِ) مؤنث هِرّ. ج ، هِرَر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). گربه ٔ ماده . (یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به هر و هرر شود.
اجازه ویرایش برای همه اعضا

حره

شهرکی است در میان کوه؛ سردسیر؛ با هوای درست و نعمت بسیار. (حدودالعالم ص 135)
اجازه ویرایش برای همه اعضا

هُره

این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ... »
۵۷ مورد، صفحه ۱ از ۶
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید