اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد دولو

دولو. [ دَ وَل ْ لو ] (اِخ ) نام یکی از قبایل هشتگانه ٔ قاجار. رابینو گوید طایفه ٔ قاجار... به قبیله های ذیل متعلقند: قوانلو، دولو، عزالدین لو، قراصانلو، شامبیاتی ، زیادلو، کرلو وسپانلو. (از ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد ص 108).
واژه های همانند
6 مورد، زمان جستجو: 0.12 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

دولو

دولو. [ دُ ] (ص مرکب ) مضاعف . || تاشده و دولا شده و آستر شده . (ناظم الاطباء). هر چیز دولا. (لغت محلی شوشتر). || (اِ مرکب ) ورقی دارای دو...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

دولو

دولو. [ دُوْ ل َ ] (اِ مرکب ) محرف دولاب و به معنی آن است که چرخ آب و هر چه درسیر و دور باشد عموماً و هر چیز که جولاهگان ریسمان تر کرده ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

دولو

دولو. [ ] (اِخ ) نام شهری بوده در روم در نزدیکی قیصریه و در انتهای کوه ارجا. رجوع به نزهة القلوب مقاله ٔ سوم ص 96 و 191 چ اروپا شود.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

دولو

دولو. [ دُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کهنه فرود بخش حومه ٔ شهرستان قوچان . واقع در 12هزارگزی قوچان دارای 671 تن سکنه است . آب آن ازچشمه ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

دولو

دولو. [ دُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پیچرانلو بخش باجگیران شهرستان قوجان . واقع در هزارگزی جنوب باختری باجیگیران . دارای 231 تن سکنه است ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

قشلاق دولو

قشلاق دولو. [ ق ِ ؟ ](اِخ ) دهی جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران واقع در 21 هزارگزی جنوب ری و 10 هزارگزی خاور راه شوسه ٔ قم به تهران ...
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید