اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد ضرة

ضرة. [ ض ُرْ رَ ] (ع اِ)حاجت . بیچارگی . اسم است اضطرار را. (منتهی الارب ).
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
80 مورد، زمان جستجو: 0.22 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ضرة

ضرة. [ ض َرْ رَ ] (ع اِ) نیاز. حاجت . || سخت حالی . || اندوه . || پستان ، گویند: ضرة شکری ؛ پستان پر از شیر. || سر پستان ناقه . بیخ پستان ....
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ضرح

ضرح . [ ض َ ] (ع اِ) پوست . پوست تنک ، یا عام است . (منتهی الارب ).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ضرح

ضرح . [ ض َ ] (ع مص ) راندن . یکسو کردن . (منتهی الارب ). || دور کردن . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ) (تاج المصادر). || باطل کردن گواهی کس...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ضرح

ضرح . [ ض َ رَ ] (ع ص ) مرد تبه کار. (منتهی الارب ). مرد فاسد. (منتخب اللغات ). || نیّةٌ ضَرَح ٌ؛ آهنگ دور و دراز. (منتهی الارب ). نیت دور. (م...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ذرة

ذرة. [ ذَرْ رَ ] (ع اِ) مور خرد. مورچه . مورچه ٔ خرد. یک مورچه . یک مور خرد.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ذرة

ذرة. [ ذُرْ رَ ] (ع اِ) ارزن . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ) (نصاب الصبیان ). گاورس ؛ ای ارزن . (قاضی خان بدرمحمد دهار): اخرفت الذرّةَ؛ بسیار در...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ذرة

ذرة. [ ] (اِخ ) نام صحابیه ای است و محمدبن المنکدر و زیدبن اسلم از او حدیثی روایت کرده اند.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ذرة

ذرة. [ ] (اِخ ) میرزا عبداﷲبن ملامحمدباقر. از فقها و شعرای متأخر ایران است وی به اصفهان اقامت داشت هنگام محاصره آن شهر بقصبه ٔ خرم آباد ه...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ذرة

ذرة. [ ](اِخ ) شاعری از مردم هندوستان از قوم کهتری پنجاب که بفارسی شعر میگفت رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ذرة

ذرة. [ ] (اِخ ) نبیره ٔ صدرالعلماء او جوانی بیست و سه ساله بودآنگاه که با دوست خود حسابی روزنامه ٔ فکاهی در طهران منتشر میکرد بنام ... (؟) ...
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ... »
۸۰ مورد، صفحه ۱ از ۸
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید