اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد ضربان

ضربان . [ ض ُ ] (ع اِ) نامی است که در افریقیه به شیهم دهند. تشی . ضَرب . شیهم . سیخول .
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
6 مورد، زمان جستجو: 0.14 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ضربان

ضربان . [ ض َ رَ ] (ع مص ، اِمص ) تپش . جنبش سخت شریان . تپیدن . زدن . (آنندراج ) : دستور طبیب است که بشناسد شریان چون باضربان باشد و چون بی ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ظربان

ظربان . [ ظَرِ ] (ع اِ) جانورکی است بدبوی مانند گربه گوشتخوارو موذی است و برای طعمه به لانه های مرغ و خروس و سایر پرندگان اهلی حمله می...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ذربان

ذربان . [ ذَ ] (اِخ ) موضعی است در شعر.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ذربان

ذربان . (اِخ ) ابن عتیق بن تمیم الکاتب ، مکنی به ابی القاسم . حافظ ابوطاهر سلفی در معجم الشعراء از او و وی از ابوحفص الزکرمی العروضی قطعه ای...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زربان

زربان . [ زَ ] (اِ) پیر سالخورده را گویند. (برهان ). پیر فرتوت . (انجمن آرا) (آنندراج ). پیر سالخورده . (ناظم الاطباء). مصحف «زرمان ». (حاشیه ٔ بره...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زربان

زربان . [ زَ ] (اِخ ) زرفان . زرمان . نام حضرت ابراهیم (ع ) است . (برهان ) (ناظم الاطباء). شیخ الانبیاء ابراهیم خلیل علیه السلام است . (انجمن آر...
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید