اجازه ویرایش برای همه اعضا موجه

movajjah این واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: پاساویک pâsâvik (پاساو: توجیه؛ کردی + پسوند «ایک»؛ پهلوی)**** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
11 مورد، زمان جستجو: 0.13 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

موجه

موجه . [ م َ / م ُ ج َ / ج ِ ] (از ع ، اِ) موجة. یک موج . یکی موج . کوهه ٔ آب . خیزابه . خیزاب . آب خیز. آب خیزه . اشترک . شترک . (از یادداشت مؤلف...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

موجه

موجه . [ ج َ ] (اِ) در اصطلاح پزشکی ، پژند. قثابری . برغست . آطریلال . قازایاغی . غازیاغی . (یادداشت مؤلف ).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

موجه

موجه . [ م ُ وَج ْ ج َه ْ ] (ع ص ) صاحب جاه و وقار. (منتهی الارب ،ماده ٔ وج هَ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || چادر و گلیم دورخه . (منتهی الارب...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

موجه

موجه . [ م ُ وَج ْ ج ِه ْ] (ع ص ) نعت فاعلی از توجیه . آن که چیزی را بر یک روش و وتیره قرار می دهد. || آنکه بزرگ و باقدر می گرداند. (ناظم...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

موجه

موجه . [ ج ِه ْ ] (ع ص ) مُوَجِّه ْ. آنکه بزرگ و باقدر میگرداند. (ناظم الاطباء).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

گل موجه

گل موجه . [ گ ُ ل ِ م ُ وَج ْ ج َه ْ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) گل دوروی : به جام زرین همچون گل موجه درونش احمر باشد برونش اصفر.مسعودسعد (دی...
اجازه ویرایش برای همه اعضا

انکار موجه

قانون «انکار موجه» (plausible deniability) اصطلاحی است که سازمان سیا در دهه 1960 آن را به کار می‌برد؛ به موجب این قانون، سازمان سیا از ارائه برخی اطلا...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

موجة

موجة. [ م َ ج َ ] (ع اِ) واحد موج ، یعنی یک کوهه ٔ آب . ج ، موجات . یکی موج . (منتهی الارب ). ج ، امواج . (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ بعد...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

موجح

موجح . [ ج َ ] (ع ص ، اِ) پوست تابان درخشان رنگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || جامه ٔ سخت بافت . (منتهی ال...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

مؤجة

مؤجة. [ م َ / م ُ ئو ج َ ] ۞ (ع مص ) شور و تلخ گردیدن آب . (منتهی الارب ، ماده ٔ م ٔج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
۱ ۲
۱۱ مورد، صفحه ۱ از ۲
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید