اجازه ویرایش برای همه اعضا معاش

این واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: جیویت jivit (سنسکریت: jivita)*** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
7 مورد، زمان جستجو: 0.09 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

معاش

معاش . [ م َ ](ع مص ) زیستن . (تاج المصادر بیهقی ) (از منتهی الارب ). زندگانی کردن . (غیاث ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). عیش...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

بی معاش

بی معاش . [ م َ ] (ص مرکب ) (از: بی + معاش ) بدون توشه و زاد. بدون وسیله ٔ اعاشه . بدون گذران : اهل و عیالش را بی معاش و معطل نگذارد. (گلست...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تنگ معاش

تنگ معاش . [ ت َ م َ ] (ص مرکب ) مفلس و فقیر و بینوا. (ناظم الاطباء). تنگ زیست . (مجموعه ٔ مترادفات ). تنگدست . (از آنندراج ). تنگ عیش . تنگ روزی ....
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

معاش دار

معاش دار. [ م َ ] (نف مرکب ) کسی که دارای معاشی باشد که کفاف زندگانی وی راکند. || مالک و خداوند. (ناظم الاطباء).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

نیک معاش

نیک معاش . [ م َ ] (ص مرکب ) خوش گذران و آنکه به عیش و عشرت زندگانی می کند. (ناظم الاطباء). || آنکه زندگانی مرفه دارد. (فرهنگ فارسی معین...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عقل معاش

عقل معاش . [ ع َ ل ِ م َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) قوه ٔ تدبیر زندگانی . (فرهنگ فارسی معین ) : دام دیوانگی فروکرده تا بدام اوفتاده عقل معاش ....
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

معاش کردن

معاش کردن . [ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زندگی کردن : دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد. حافظ.روزی ما را به ...
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید