اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد نام شکسته

نام شکسته . [ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) بدنام :
زیر فلک نیست هیچ جنس و گر هست
هست بنوعی ز دهر نام شکسته .

خاقانی .


با نام شکستگان نشستن
نام من و نام خود شکستن .

نظامی .


واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید