اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد زیارتگاه

زیارتگاه . [رَ ] (اِ مرکب ) معروف . (آنندراج ). محل زیارت . جای زیارت کردن . (ناظم الاطباء). مزار. زیارتگه . زیارت جای .(یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زیارتخانه :
بر سر دجله گذشته تا مداین خضروار
قصر کسری و زیارتگاه سلمان دیده اند.

خاقانی .


درختی در این وادی زیارتگاه است که مردمان به حاجت خواستن آن جایگه روند. (گلستان ). رجوع به زیارت و زیارتخانه و زیارتگه و دیگر ترکیبهای زیارت شود.
واژه های همانند
2 مورد، زمان جستجو: 0.06 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زیارتگاه

زیارتگاه . [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان سیاهکل است که در بخش سیاهکل دیلمان شهرستان لاهیجان واقع است و 186 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیا...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زیارتگاه

زیارتگاه . [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان بخش حومه ٔ شهرستان شهرضا است که 1134 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید