اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد حاصر

حاصر. [ ص ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از حَصر و حَصَر. محصورکننده در حصارکننده . بازدارنده . || حصرکننده . شمارنده . || محصور بین حاصرین ....
واژه های همانند
4 مورد، زمان جستجو: 0.06 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

حاثر

حاثر. [ ث ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از حثر.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

حاسر

حاسر. [ س ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از حسر. برهنه . (منتهی الارب ). || مبارز که زره و خود یا سپر نداشته باشد. (منتهی الارب ). مرد بی خود، مرد بر...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

هاصر

هاصر. [ ص ِ ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شیر. هصر الاسد فریسته ؛ کسرها. (اقرب الموارد). ج ، هواصر.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

هاسر

هاسر. (پهلوی ، اِ) ۞ مقدار یک فرسنگ . در کتاب پهلوی بندهشن ، فصل 26 فقره ٔ 1، درباره ٔ اندازه ٔ هاسر آمده است : «یک هاسر، یک فرسنگ و یک فرس...
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید