اجازه ویرایش برای همه اعضا لیام

لیام نام یکی از سربازان ارمنشاه در داستان سمک عیار از داستانهای عامیانه فارسی نوشته فرامرز بن خداداد بن عبدالله ارجانی، نام یک گیاه خوشبو و مقاوم در جنوب ایران
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
5 مورد، زمان جستجو: 0.08 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

لیام

لیام . (ع ص ، اِ) ج ِ لئیم . فرومایگان . ناکسان . بخیلان . (آنندراج ). و رجوع به لئام شود.
اجازه ویرایش برای همه اعضا

لیام

محافظ. نگهبانی کننده. نگهبان. حافظ. حفیظ.
اجازه ویرایش برای همه اعضا

لیام

خاستگاه لیام در زبان فارسی به مناطق جنوب ایران خصوصاً خوزستان مربوط می‌باشد. در استان خوزستان در مناطقی مابین دزفول و اهواز گیاهان زیبایی رویش می‌کنند...
اجازه ویرایش برای همه اعضا

لیام

حامی‌، حمایت کننده، هوادار، طرفدار، جانبدار، پشتوانه
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

لئام

لئام . [ ل ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لئیم . (منتهی الارب ). فرومایگان . ناکسان : عاشق مردمی و نیک خوئیست دشمن فعل زشت و خوی لئام .فرخی .محال باشد ا...
نظرهای کاربران
پریسا پایدار
۱۳۹۵/۰۶/۱۸ Iran
0
15

این معنی فارسی و صحیح لیام است نه اون معنی که از لئام گرفته شده ، این دو کلمه کاملا متفاوت هستند .معنی لیام حامی و محافظ است . در ضمن سایت یک مشکلی دارد برای ثبت یک نظر 20 بار باید کد صحیح را وارد کرد تا نظر ثبت شود اینجوری خیلی ها از ثبت نظر پشیمان میشوند
.


تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید