اجازه ویرایش برای همه اعضا مثنی

این واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ دیواچ divâc (سنسکریت: dvivacana) 2ـ دوگان dogân (پارسی نو) **** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
17 مورد، زمان جستجو: 0.20 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

مثنی

مثنی . [ م َ نا ] (ع ص ، ق ) دو دو. (ترجمان القرآن ). دوگان دوگان . (دهار). دو دو و گویند جاؤا مثنی ، ای اثنین اثنین و اثنتین اثنتین ۞ . (از م...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

مثنی

مثنی . [ م ُ ث َن ْ نا ] (ع ص ) دوبار کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ). || مضاعف . (ناظم الاطباء). دو برابر : گرگ چون مراد خویش مثنی یافت به ط...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

مثنی

مثنی . [ م ُ ث َن ْ نی ] (ع ص ) کسی که دو تا می کند و مضاعف می نماید. (ناظم الاطباء). و رجوع به تثنیه شود.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

مثنی

مثنی . [ م َ نی ی ] (ع ص ، اِ) دو تا ثوب . (السامی ). اسم پارچه ای است که آن را دو تا و دو تاه گویند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). جامه ٔ دو...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

مثنی

مثنی . [ م ُ ] (ع ص ) ثناگو. آنکه ثنا گوید : و ایشان داعی و ذاکر و مثنی و شاکر به بلاد و دیار خود مراجعت نمودند. (ظفرنامه ٔ یزدی چ امیرکبیر ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

مثنی

مثنی . [ م ُ ث َن ْ نا ] (اِخ ) لقب حسن بن حسن بن علی (ع ). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

مثنی

مثنی . [ م ُ ث َن ْ نا ] (اِخ ) رجوع به ابوعبداﷲ المثنی بن صباح شود.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

مثنی

مثنی . [ م ُ ث َن ْ نا ] (اِخ ) رجوع به ابوغفار المثنی بن سعد الطائی بصری شود.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

مثنی

مثنی . [ م ُ ث َن ْ نا ] (اِخ ) رجوع به ابومحمد مثنی القطان شود.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

مثنی

مثنی . [ م ُ ث َن ْ نا ](اِخ ) رجوع به ابومنازل مثنی بن مأوی العبدی شود.
۱ ۲
۱۷ مورد، صفحه ۱ از ۲
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید