اجازه ویرایش برای همه اعضا عضو

این واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ آنگ ãng (سنسکریت: ãnga) 2ـ گاتر gâtr (سنسکریت: gâtra) 3ـ بیزاک bizâk (سغدی) **** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
26 مورد، زمان جستجو: 0.19 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عضو

عضو. [ ع َض ْوْ ](ع مص ) اندام اندام کردن . (منتهی الارب ). جزٔجزء کردن گوسفند را. (اقرب الموارد). قطعه قطعه کردن و جزٔجزء نمودن . (از ناظم الا...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عضو

عضو. [ ع ُض ْوْ / ع ِض ْوْ ] (ع اِ) اندام و هرگوشت فراهم آمده در استخوان . (منتهی الارب ). اندام . (مهذب الاسماء) (دهار) (غیاث اللغات ). اجزای ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عضو

عضو. [ ع ُ ض ُوو ] (ع مص ) با لباس و نیکوحال و خوش روزگذار بودن . (منتهی الارب ). بودن شخص ، پوشیده لباس و طعام دار وبه اندازه ٔ کفایت دارنده ...
اجازه ویرایش برای همه اعضا

قطع عضو

این دو و اژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: کومیدا kumidâ (سنسکریت: kunedâ) **** فانکو آدینات 09163657861
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

هفت عضو

هفت عضو. [ هََع ُض ْوْ ] (اِ مرکب ) هفت اندام . هفت اعضا : گفتم که هفت عضو کدام است تَنْت راگفتا دو پهلو است و دو پا و دو دست و سر. ناصرخسرو.پ...
اجازه ویرایش برای همه اعضا

عضو شاهور

شاهور. (اِخ ) دهی از دهستان میان آب بخش مرکزی شهرستان اهواز. دارای 60 تن سکنه/شاهور عضو.شهروند شاهوری . آب آن از رودخانه . محصول آن غلات است . (از فره...
اجازه ویرایش برای همه اعضا

عضو راهرو

پا
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

جستن عضو

جستن عضو. [ ج َ ت َ ن ِ ع ُض ْوْ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) اختلاج . پریدن اعضاء.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عذو

عذو. [ ع َذْوْ ] (ع مص ) خوش باد گردیدن شهر. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عزو

عزو. [ ع َزْوْ ] (ع مص ) نسبت کردن به چیزی . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). نسبت دادن به کسی . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). به کسی بازخ...
۱ ۲ ۳
۲۶ مورد، صفحه ۱ از ۳
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید