اجازه ویرایش برای همه اعضا عقبه

این واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: پسایند pasâyand (پارسی نو) **** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
36 مورد، زمان جستجو: 0.13 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خلیج عقبه

خلیج عقبه . [ خ َ ج ِ ع َ ق َ ب َ ] (اِخ ) خلیج باریکی است در شمال دریای سرخ و جنوب شرقی شبه جزیره ٔ سینا که در شمالیترین نقطه ٔ آن بندر ع...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

اصحاب عقبه

اصحاب عقبه . [ اَ ب ِ ع َ ق َ ب َ ] (اِخ ) در اصطلاح رجالی ، چهارده تن میباشند که نه تن ایشان از قریش و پنج تن دیگر از جز آنان بوده اند، دس...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

اصحاب عقبه ٔ اولی

اصحاب عقبه ٔ اولی . [ اَ ب ِ ع َ ق َ ب َ ی ِ لا ] (اِخ ) مقریزی ذیل اصحاب عقبه ٔ اولی آرد: آنگاه پیامبر (ص ) در عقبه ٔ منی هنگام موسم با شش ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

اصحاب عقبه ٔ ثانی

اصحاب عقبه ٔ ثانی . [ اَ ب ِ ع َ ق َ ب َ ی ِ ] (اِخ ) مقریزی ذیل عنوان «امر عقبه ٔ ثانی » آرد: پیامبر یک سال پس از عقبه ٔ اولی در موسم با دواز...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عقبة

عقبة. [ ع َ ب َ ] (ع اِ) برگ سبز که پس برگ خشک برآید. || نوعی از جامه های نگارین هودج . (منتهی الارب ) عِقْبة. رجوع به عِقبة شود.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عقبة

عقبة. [ ع َ ق َ ب َ ] (ع اِ) واحد عَقَب . (از اقرب الموارد). پی که از آن زه سازند و ریسمان تابند. ج ، عَقَب . (منتهی الارب ). و رجوع به عَقَب...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عقبة

عقبة. [ ع َ ق َ ب َ ] (اِخ ) پز منی . (منتهی الارب ). عقبه ای است بین منی و مکه و فاصله ٔ آن تا مکه در حدود دو میل است . در آنجا مسجدی است ک...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عقبة

عقبة. [ ع َ ق َ ب َ ] (اِخ )نام چند ناحیه است ، از آن جمله محله ای است در ماوراء نهر عیسی نزدیک دجله ٔ بغداد. (از معجم البلدان ).- عقبةالرکا...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عقبة

عقبة. [ ع َ ق َ ب َ ] (اِخ )خلیج باریکی است در شمال بحر احمر و جنوب شرقی شبه جزیره ٔ سینا، که در انتهای آن یعنی شمالی ترین نقطه ٔ آن بندر ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عقبة

عقبة. [ ع ِ ب َ ] (ع اِ) جامه های نگارین هودج . (منتهی الارب ). عَقَبة. و رجوع به عقبة شود. || در ماه یک مرتبه کردن کاری را، گویند مایفعل ...
۱ ۲ ۳ ۴
۳۶ مورد، صفحه ۱ از ۴
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید