اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

رنگ برآوردن

نویسه گردانی: RNG BRʼAWRDN
رنگ برآوردن . [ رَ ب َ وَ دَ ] (مص مرکب ) رنگ آوردن . خجل شدن . (برهان قاطع) (آنندراج ). رجوع به رنگ آوردن شود. || خشم و قهر با خجالت آمیخته . (آنندراج ). رجوع به رنگ آوردن شود :
سنان خصم ترا گر ستاره وصف کنم
ستاره بر روش آسمان برآرد رنگ .

ازرقی (از آنندراج ).


|| نیرنگ ساختن . حیله و مکر بکار بردن . رجوع به رنگ آوردن شود :
برآورد خربنده هرگونه رنگ
پرستنده بنشست با می بچنگ .

فردوسی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
هزار رنگ برآوردن . [ هََ / هَِ رَ ب َ وَ دَ ] (مص مرکب ) به چندین طور خود را نمودن . رنگ عوض کردن . کارهای غیرمنتظره کردن . جورواجور شدن . ناپ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.