اجازه ویرایش برای همه اعضا تبعه

این واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: ناگرا nâgrâ (سنسکریت: nâgara). فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
29 مورد، زمان جستجو: 0.09 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تبعه

تبعه . [ ت َ ب َ ع َ ] (اِ) تابعان و پیروان .این جمع تابع است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مأخوذاز تازی ، پیروان و تابعین . (ناظم الاطباء). جمع ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تبعة

تبعة. [ ت َ ب َ ع َ ] (اِخ ) پشته ای است در حلذان طائف ، در آن پشته نقبها است . هر نقب بمسافت یک ساعت راه و در آن نقب شمشیرهای عادی و مه...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تبعة

تبعة. [ ت َ ب ِ ع َ ] (ع اِ) تباعة. (منتهی الارب ) (آنندراج ). عاقبت بد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ) (فرهنگ نظام ):...
اجازه ویرایش برای همه اعضا

تباه

این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تباه

تباه . [ ت َ ] (ص ) پهلوی تپاه ۞ . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). تبه . (شرفنامه ٔ منیری ) (فرهنگ نظام ) (انجمن آرا) (آنندراج ). با لفظ شدن و کردن و ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تباه خو

تباه خو. [ ت َ ] (ص مرکب ) بدخو. مُخَمّج . (منتهی الارب ).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

طباءة

طباءة. [ طَ ءَ ] (ع اِ) سرشت و خوی مردم هرچه باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تباه کار

تباه کار. [ ت َ ] (ص مرکب ) ضایعکار و فاسدکار و خراب کننده . (ناظم الاطباء). تبه کار. که کاری زشت کند. بدکار. طالح . عاصی . مفسد. فاسق . فاجر. سیا...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تباه کیش

تباه کیش . [ ت َ ] (ص مرکب ) بدکیش . کافر : و قومی از امراء بدکنش تباه کیش را بی کیش و قربان فرمان شد. (جهانگشای جوینی ).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تباه بوی

تباه بوی . [ ت َ ] (اِ مرکب ) بوی تباه . بوی بد. گنده بوی . بوی پوسیده ٔ چیزی .
۱ ۲ ۳
۲۹ مورد، صفحه ۱ از ۳
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید