اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد لرک

لرک . [ ل َ ] (اِ) درختی است از تیره ٔ ژوگلانداسه ۞ ازجنس پتروکاریا ۞ و یک نمونه ٔ آن پتروکاریافراکزینی فلیا ۞ در جنگلهای کرانه ٔ دریای مازندران موجود است و از جلگه تا ارتفاع هزار گز از سطح دریا میروید. این درخت در خاک ژرف و خنک بهتر میروید از این رو در کناررودخانه ها فراوان تر است . درخت لرک روشنایی پسند است .از سرمای بهاره در آغاز جوانی آسیب می بیند، پس خوب است که در جوانی در پناه درختان دیگر باشد ولی باید پس از آنکه به خوبی جایگزین گردید روشنایی فراوان بدو برسد. لرک به ارتفاع 15 گز و قطر هشت عشر گز میرسد. چوب آن نرم و سبک است و برای کبریت سازی و تهیه ٔ صندوق مصرف میشود زغال و هیزم آن بد نیست . درخت لرک میتواند دانه زاد و یا شاخه زاد باشد. دانه زاد آنهم در جنگل های آمیخته شایسته میباشد، برای آرایش باغ نیز کاشته میشود. نام این درخت در نور و کجور و گرگان و مازندران لرک است و لارک هم می گویند. نامهای دیگر آن موتال (در آستارا)، متول (در گرگانرود)؛ مولول (در شفارود)، کوچ و کوچی (در اطراف رشت و رودبار و فومن و درفک )، کهل (در دیلمان و لاهیجان و شهسوار) سیاه کهل (در رامسر) و ترکان قره قوز و یالان قوز گویند و در مینودشت قزقره خوانده میشود. این درخت در نواحی مرطوب بحر خزر تا حدود هزار گز ارتفاع و در جنگلهای نو و در سواحل آستارا تا مینودشت دیده میشود. و برای کاغذسازی مفید است . رجوع به موتال و کهل شود. (گاابا) ۞ (جنگل شناسی ساعی ج 1 ص 186).
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.06 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

لرک

لرک . [ ل ُ ] (اِ)شیر ترش غلیظ شده بواسطه ٔ جوشیدن . (ناظم الاطباء).
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید