واژه ها معانی واژه ها + معانی واژه ی مورد نظر خود را وارد کنید. جستجو در پارسی ویکی درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن نتایج جستجو ۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه واژه معنی حق گزاری حق گزاری . [ ح َ گ ُ ] (حامص مرکب ) ادای حق . شکران : و ذکر حریت و حق گزاری او بدان مخلد گردانیده اند. (کلیله و دمنه ). حق گذاری حق گذاری . [ ح َ گ ُ ] (حامص مرکب ) رجوع به حق گزاری شود.