آباد
نویسه گردانی:
ʼABAD
آباد. (اِخ ) نام شهری کوچک بر ساحل یمین نهر ناری در بلوچستان . || نام قصبه ٔ کوچکی در سند یعنی درشمال غربی هندوستان . || نام ناحیتی در ناحیه ٔ سبلان کوه نزدیک ارجاق و پیشکین . (نزهةالقلوب ).
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۲۲ ثانیه
ترکان آباد. [ ت ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ غربی شهرستان رفسنجان که در 8 هزارگزی شمال باختری رفسنجان و 7 هزارگزی شمال شوسه ٔ رفسن...
بیرام آباد. [ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان خرق بخش حومه ٔ شهرستان قوچان است و 195 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).
بیرام آباد. [ ب َ ] (اِخ ) دهی ازدهستان تحت جلگه ٔ بخش فدیشه ٔ شهرستان نیشابور است و 149 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).
بیرام آباد. [ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان احمدآباد بخش فریمان شهرستان مشهد است و 225 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).
بهرام آباد. [ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان شبانکاره است که در بخش برازجان شهرستان بوشهر واقع است و 250 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ای...
بهرام آباد. [ ب َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان قاقازان بخش شمال ضیأآباد است که در شهرستان قزوین واقع است و 536 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیا...
بهرام آباد. [ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان غار است که در بخش ری شهرستان تهران واقع است و 164 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).
بهرام آباد. [ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان رودباراست که در بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین واقع است و 178 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ا...
بغداد آباد. [ ب َدِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) بغداد معمور. مقابل بغداد خراب و بغداد خالی و بغداد کهنه . کنایه از شکم سیر است . (از فرهنگ نظام )...
بگتاش آباد. [ ب ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان میاندربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه . سکنه ٔ آن 170 تن . آب آن از رودخانه ٔ رازآور و محصول آن غلات...