اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

آباد

نویسه گردانی: ʼABAD
آباد. (ع اِ) ج ِ ابد.
- ابدالاَّباد ؛ همیشه .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۸۹ ثانیه
نجف آباد. [ ن َ ج َ ] (اِخ ) ده کوچکی است با 85 تن سکنه از دهستان برزاوند شهرستان اردستان در 45 هزارگزی جنوب اردستان . (از فرهنگ جغرافیایی ...
نجف آباد. [ ن َ ج َ ] (اِخ )ده کوچکی است از بخش حومه ٔ شهرستان نائین در 25 هزارگزی مغرب نائین . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
نجف آباد. [ ن َ ج َ ] (اِخ ) ده مخروبه ای است از بخش سمیرم بالا در شهرستان شهرضا. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
نرج آباد. [ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بناجو بخش بناب شهرستان مراغه ، در 8500گزی جنوب شرقی بناب و یک هزارگزی مشرق راه مراغه به میاند...
نیک آباد. (اِخ ) دهی است ازدهستان باسک بخش سردشت شهرستان مهاباد. در 6500گزی مشرق سردشت و 1500گزی جنوب جاده ٔ سردشت به بانه و درمنطقه ٔ ...
نیل آباد. (اِخ ) دهی است از دهستان بابکن بخش تربت جام شهرستان مشهد. در 25هزارگزی جنوب شرقی تربت جام و در جلگه ٔ گرمسیری واقع است و 286 تن...
ونه آباد. [ وَ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان اهر واقع در 3500 گزی شوسه ٔ اهر به کلیبر، دارای 504 تن سکنه . (از فره...
نفس آباد. [ ن َ ف َ ] (اِ مرکب ) کنایه از سینه و شش که به تازی ریه خوانند و نیز کنایه از بدن آدمی . (آنندراج ). شش را گویند. (جهانگیری ) (بر...
نقش آباد. [ ن َ ] (اِ مرکب ) کنایه از شراب آتشی است . (برهان قاطع) (از آنندراج ). می تند و گزنده . (ناظم الاطباء).
نقل آباد.[ ن ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طارم بالا از بخش سیرد شهرستان زنجان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.