اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

آباد

نویسه گردانی: ʼABAD
آباد. (ع اِ) ج ِ ابد.
- ابدالاَّباد ؛ همیشه .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۲.۱۷ ثانیه
تازه آباد عیسی آباد. [ زَ دِ سا ] (اِخ ) دهی از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج است که در 27هزارگزی باختر سنندج و دوهزاروپانصدگزی ج...
تازه آباد کریم آباد. [ زَ دِ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ییلاق بخش قروه ٔ شهرستان سنندج است که در 24هزارگزی باخترقروه بین سرآب قحط و تازه آب...
اسماعیل آباد یافت آباد. [ اِ دِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران ، در 10000 گزی شمال باختر شهرری و 2000 گزی راه رباط کریم . ...
جم آباد. [ ج َ ] (اِخ ) از دیه های قم است . (مرآت ج 4 ص 263).
تن آباد. [ ت َ ] (اِ ص مرکب ) تندرست . قوی . فربه و نیرومند. تن آباد : همیشه تن آباد با تاج و تخت ز درد و غم آزاد پیروزبخت .فردوسی .
تل آباد. [ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالا ولایت که در بخش حومه ٔ شهرستان کاشمر واقع است و 416 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران...
چم آباد. [ چ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان پیرگان بخش اردل شهرستان شهرکرد که در 51 هزارگزی شمال باختر اردل و 24 هزارگزی راه فارسان ب...
دب آباد. [ دَ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان تمین بخش میرجاوه شهرستان زاهدان . در 19هزارگزی جنوب باختری میرجاوه . کنار راه فرعی میرجاوه ...
غم آباد. [ غ َ ] (اِ مرکب ) غمخانه . جای غم و اندوه : دوش با رطل گلین و می رنگین گفتم کز شما گشت غم آباد دل ویرانم .خاقانی (دیوان چ سجادی...
دل آباد. [ دِ ] (اِخ ) دهی از دهستان انقورات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و زعفران است . (از فرهنگ جغ...
« قبلی ۱ ۲ صفحه ۳ از ۳۷۴ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.