آخرین
نویسه گردانی:
ʼAḴRYN
آخرین . [ خ َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ آخَر. دیگران .
واژه های همانند
۵ مورد، زمان جستجو: ۲.۸۰ ثانیه
آخرین . [ خ ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ آخِر. بازپسینان .
آخرین . [ خ ِ ] (ص نسبی ) بترکیب فارسی بمعنی پسین و واپسین . ج ، آخرینان : آخرین نفس ، آخرین لحظه .
آخر واژه ای عربی است که پسوند پارسی ین به آن افزوده شده است. همتای پارسی اینهاست: پایانی، واپسین، پسین (دری) انتیمین antimin (سنسکریت: antima با پسون...
آخرین غم. واپسین اندوه (رجوع شود به «آخرین» و «غم»). در فرهنگ ایرانی مرسوم است که در هنگام ابراز تسلیت و همدردی به افراد خانوادۀ یک شخص وفات یافته شده...
صبح آخرین . [ ص ُ ح ِ خ ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) صبح دوم . بام دوم . صبح صادق : بر خلاف صدق هرگز در هوایت دم که زدکاولش آن دم چو صبح ...