اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ابواسحاق

نویسه گردانی: ʼBWʼSḤAQ
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن محمدبن ابراهیم قیسی مشهور به برهان الدین سفاقسی . رجوع به قیسی ابراهیم بن محمدبن ابراهیم شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۰۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۳ ثانیه
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابوالیقظان نسّابه . رجوع به ابوالیقظان ... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن ابراهیم ثعلبی یا ثعالبی نیشابوری . مفسّر مشهور. او راست : تفسیر کبیر و کتاب العرایس فی قصص الانبیاء ...
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) اسماعیل بن عیسی العطار. از اهل بغداد، از اصحاب سیر. و حسن بن علویة العطار از او روایت کند. کتاب المبتداء و کتاب حفر...
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت اسماعیل بن قاسم معروف به ابوالعتاهیه ٔ شاعر. رجوع به ابوالعتاهیه شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت زیاد ابراهیم بن سفیان بن سلیمان بن ابی بکربن عبدالرحمن بن زیادبن ابیه . رجوع به زیاد ابواسحاق ابراهیم ... ش...
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) سبیعی ، عمربن عبداﷲبن علی بن احمدبن محمد همدانی کوفی . از اعیان تابعین .
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت طلحةبن عبیداﷲبن محمدبن اسماعیل بصری . رجوع به طلحی ابواسحاق طلحةبن عبیداﷲ... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت علی بن احمدبن حسین بن احمدبن حسین محمویه ٔ یزدی .
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کسائی مروزی شاعر. نامش مجدالدین ، معاصر سامانیان بوده و دولت غزنویه را نیز دریافته است . ولادتش به سال 341 هَ ....
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) محمد ابراهیم [ کذا ] بن محمد بخاری متخلص به جویباری . از فضلا و علمای دوره ٔ سامانیان بوده و شعر نیز می سروده است ...
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ صفحه ۶ از ۱۱ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.