ابواسحاق
نویسه گردانی:
ʼBWʼSḤAQ
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) اسماعیل بن عیسی العطار. از اهل بغداد، از اصحاب سیر. و حسن بن علویة العطار از او روایت کند. کتاب المبتداء و کتاب حفر زمزم و کتاب الرده و کتاب الفتوح و کتاب الجمل و کتاب صفین و کتاب الألویه و کتاب الفتن از اوست . (ابن الندیم ).
واژه های همانند
۱۰۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۸ ثانیه
ابواسحاق البتروجی . [ اَ اِ قِل ْ ب ِ ] (اِخ ) نام حکیمی از شاگردان ابن طفیل . و اروپائیان اسم او را به تصحیف آلپتراژیوس ۞ گویند. اوراست ...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
ابواسحاق ابراهیم المؤدب . [ اَ اِ اِ مِل ْ م ُ ءَدْ دِ ] (اِخ )از اوست کتاب ناسخ القرآن و منسوخه . (ابن الندیم ).
ابواسحاق ابراهیم بن محمد بخاری جویباری یا محمدابراهیم بن محمد در زمینه ی سرودن شعر به زبان فارسی از پیشگامان به شمار می رفت. او در ابتدا بعنوان زرگر، ...
ابواسحاق ابراهیم بن محمد بخاری جویباری بخارایی یا محمدابراهیم بن محمد از پیشگامان سرایش شعر به فارسی بوده است. نخستین پیشه اش وی زرگری بوده است. در ر...
شیخ ابواسحاق احمد بن حلاج اطعمه، معروف به بسحاق اطعمه، شاعر پارسی گوی نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم و سدهٔ نهم بود. او در نیمه دوم سده هشتم هجری قمری در شیراز م...
ابو اِسْحاقِ اِلْبیری، ابراهیم بن مسعود بن سعید تُجیبی (د 459 یا 460ق/1067 یبا 1068م)، شاعر و فقیه مالکی اواخر عصر امویان و دورۀ ملوک الطوایف در اندلس...
شیخ ابواسحاق احمد بن حلاج اطعمه، معروف به بسحاق اطعمه، شاعر پارسیگوی نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم و سدهٔ نهم بود. او در نیمه دوم سده هشتم هجری قمری در شیراز م...