ابواسحاق
نویسه گردانی:
ʼBWʼSḤAQ
ابواسحاق . [ اَ اِ ](اِخ ) کنیت معتصم خلیفه ٔ عباسی ابن هارون الرشید.
واژه های همانند
۱۰۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۲ ثانیه
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) رجوع به ابراهیم بن مدبر... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن المهدی بن المنصور ابی جعفر محمدبن علی بن عبداﷲبن العباس بن عبدالمطلب . برادر هارون الرشید. رجوع به ...
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن نصربن عسکرملقب به ظهیرالدین قاضی سلامیه . فقیه شافعی موصلی . اصل او از سندیه ٔ عراق بود و در مد...
ابواسحاق . [ اَاِ ] (اِخ ) ابراهیم المس . یکی از خوشنویسان معروف واو شاگرد ابن معدان خطاط مشهور است . (ابن الندیم ).
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) ابراهیم نوبختی .در اوائل قرن چهارم میزیست . وی خواهرزاده ٔ ابوسهل ثانی و سلسله ٔ نسبش معلوم نیست . او از متکلمین ...
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن هلال بن ابراهیم بن زهرون بن جیون حرانی معروف به صابی . رجوع به ابراهیم بن هلال ... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن یحیی بن عثمان الاشهبی . رجوع به ابراهیم بن یحیی بن عثمان شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن یحیی النقاش ،معروف به ابن زرقیال . رجوع به ابن زرقیال ... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن یوسف بن ابراهیم حمزی اندلسی . رجوع به ابن قرقول ابراهیم ... شود.
ابواسحاق .[ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابن عسال مؤتمن برادر اصغر ابوالفرج هبةاﷲ. رجوع به ابن عسال ابوالفضل ... شود.