اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ابوطاهر

نویسه گردانی: ʼBWṬAHR
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) محمّدبن بقیه .رجوع به ابن بقیه در این لغت نامه و نیز تجارب السلف ص 240 چ طهران شود. و قصیده ٔ رثائیّه ٔ ذیل محمدبن انباری که از غرر قصائد نوع خویش و در شرح حال ابن بقیه از کتاب ما فوت شده است اینک ذیلاً نوشته می شود:
علوّ فی الحیات و فی الممات
لحّق انت احدی المعجزات
کأن الناس حولک حین قاموا
وفود نداک ایّام الصلات
کأنک قائم فیهم خطیبا
و کلّهم قیام للصلوة
مددت یدیک نحوهم احتفالا
کمدهما الیهم بالهبات
لعظمک فی النفوس تبیت ترعی
بحفاظ و حرّاس ثقات
و توقد حولک النیران لیلا
کذلک کنت ایّام الحیات
و لما ضاق بطن الأرض عن ان
یضم ّ علاک من بعدالحمات
اصاروا الجوّ قبرک و استنابوا
عن الاکفان ثوب السافیات
رکبت مطیة من قبل زید ۞
علاها فی السنین الذاهبات
و تلک فضیلة فیها تأس ة
تُبَعّدعنک تعییر العدات
و لم یُر مثل جذعک قطّ جذع
تمکن من عناق المکرمات
اسأت الی النوائب فاستثارت
فأنت قتیل ثار النائبات
و صیّر دهرک الأحسان فیه
الینامن عظیم السیآت
و کنت لمعشر سعدا فلما
مضیت تمزقوا بالمنحسات
و کنت تجیر من صرف اللیالی
فعاد مطالباً لک بالترات
لحُبک ذائب ابداً فوادی
یخفف بالدموع الجاریات
ولو انّی قدرت علی قیام
لفرضک و الحقوق الواجبات
ملأت الأرض من نظم القوافی
و نحت بها خلاف النائحات
و ما لک تربة فأقول تسقی
لأنّک نصب هطل الهاطلات
و لکنی اصبّر عنک نفسی
مخافة اَن اعدّ من الجنات
علیک تحیة الرحمن تتری
برحمات غواد رائحات .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۷۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۱ ثانیه
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) اسحاق بن موهوب بن احمدبن محمدبن خضر الجوالیقی . رجوع به اسحاق ..... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) اسماعیل بن خلف بن سعید صقلی سرقسطی انصاری نحوی مقری . رجوع به اسماعیل ... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) اسماعیل بن محمّدبن احمد وثابی اصفهانی . رجوع به اسماعیل ... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) اسماعیل بن محمد منصور. سیّمین از خلفای فاطمی در مغرب (334 - 341 هَ . ق .). رجوع به اسماعیل ... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) اسماعیل بن مکی بن اسماعیل . رجوع به اسماعیل شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) انباری . محمدبن ابی الفضل بنان . یکی از ادبای مشهور مولد او به مصر سال 507 هَ . ق . و منشاء وی هم بدانجاست . او گاه...
ابوطاهر. [اَ هَِ ] (اِخ ) اوانی . نام یکی از فدائیان حسن صباح . او کشنده ٔ خواجه نظام الملک حسن طوسی است به رمضان سال 435 هَ . ق . رجوع ب...
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) بصری . محدّث است . او از ابی سکن هجری و از او ابومعاویه روایت کند.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) تبانی . یکی از معاریف آل تبان و از اعیان قضات . اوقضای طوس و نسا داشت و از دست مسعود غزنوی به رسالت نزد قدرخان ش...
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) جلال الدولةبن بهاءالدوله . از آل بویه . (416 - 435 هَ . ق .). رجوع به جلال الدوله ... شود.
« قبلی ۱ ۲ صفحه ۳ از ۸ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.