ابوطاهر
نویسه گردانی:
ʼBWṬAHR
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) یحیی بن طاهربن عثمان العوفی ملقب به شرف الدین . جدعوفی صاحب لباب الالباب است و مصنف لباب گوید: او از بقیه ٔ أئمه و علما بود و در علم حدیث و معرفت انساب عرب و اسامی رجال و جرح وتعدیل مشارالیه و در شرح شمائل و نشر فضائل او زیادت بسطی نمیرود... و رباعی ذیل را از او نقل می کند:
گیرم که بحیله شب و شب گیر کنی
یا موی چو شیر خویش چون قیر کنی
با یار در حجره چو زنجیر کنی
آن خرزه ٔ مرده را چه تدبیر کنی .
و هم او راست :
تا چند از این تحمل بار ثقالها
وز دیدن و شنیدن هرگون محالها
هردم زدن ز قوت و از عمر کم شدن
هر ساعتی زیادت گشتن وبالها
پیدا شدن میان مسلمانی اندرون
ترکی و رومیانه و هندی خصالها
با قول بایزید و دم شبلی و جنید
پیدا شدن ز خلق یزیدی فعالها
ای عالمان بی عمل دین فروش بس
مسجد بناله آمد از این قبیل و قالها
عالم به روزگار به باغ نهال دین
از خشیت و وقار نهادی نهالها
و اکنون برای حشمت و دام توانگری
بستند بر میان بتهور دوالها
سادات در خمار شراب و نشاط بنگ
در دست کعبتین ببر بر خمالها.
واژه های همانند
۷۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۷ ثانیه
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) الطیب بن محمد. رجوع به طیّب ... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ )عبدالقاهربن طاهر بغدادی . رجوع به عبدالقادر شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) عبداﷲبن احمد التبانی . رجوع به عبداﷲ... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) عبدالواحدبن عمربن محمدبن ابی هاشم البزّار از مردم بغداد. او از ابی بکربن مجاهد و علی ابی العباس احمدبن سهل الاشنا...
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) قزوینی . او راست : شارح القفول . (کشف الظنون بنقل از شعرانی ).
ابوطاهر. [ اَ هَِ] (اِخ ) قمّی . رجوع به ابوطاهر شمس الدین ... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ](اِخ ) کرخی . او راست : شرح تنبیه ابواسحاق شیرازی .
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) کرد. از مشایخ طریقت صوفیه بمائه ٔ پنجم معاصر شیخ الاسلام احمد جام او با احمد مأنوس و معاشر بود و شیخ جام به او ار...
ابوطاهر. [ اَ هَِ] (اِخ ) محمّدبن احمد فیشی . رجوع به محمد... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) محمّدبن بقیه .رجوع به ابن بقیه در این لغت نامه و نیز تجارب السلف ص 240 چ طهران شود. و قصیده ٔ رثائیّه ٔ ذیل محم...