اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

احشاء

نویسه گردانی: ʼḤŠAʼ
احشاء. [ اِ ] (ع مص ) دادن شتر ریزه . (منتهی الارب ). شتر خرد و ریزه دادن .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
احشاء. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ حَشا. آنچه در سینه و شکم باشد از دل و جگر و معده و روده . (غیاث ). آنچه در شکم است از دل و جگر و سپرز. (وطواط). اندر...
اعضاء درون بدن، دل و جگر و شش و کلیه و سپرز و معده و روده، اندرونه
همتای پارسی این واژه ی عربی این است: میلاک (کردی) (فرهنگ فارسی - کردی هه ژار) ***فانکو آدینات 09163657861
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
اهشاء. [ اَ ] (ع ص ، اِ) مردمان سرگشته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: انترانی ántrâni (سنسکریت) *
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.